دو جادوگری که برای اولین بار در تاریخ بشر پا به کره ماه خواهند گذاشت . ..... فنریر:خوب اگه اونو لای پام بگذارم که بدتره،بابا من آبرو دارم،بچه ها می بینن ......
۱- خدا آدم و حوا رو آفرید ، گذاشت زیر آفتاب تا خشک بشن . یه دفعه حوا جیغ زد گفت : آدم اون تیکه گلی که لای پام بود رو برداشت ، گذاشت لا پای خودش ! ......
وقتی رسیدم خونه بلافاصله الف منو لخت کرد و گذاشت تو. ... چادر و مانتوم رو کنار زدم که بتونه دستشو بذاره لای پام اما گفت میخوام دستمو بذارم رو خودش. ......
صابون را لای يك تكه كاغذ روزنامه پيچيد و انگشت هايش را با گوشهٌ كاغذ پاك كرد و بسته را روی سر بخاری گذاشت . خانمچه را توی دو دستش گرفت و سرش را بوسيد و ......
دود سيگار رو ميدم طرف آينه و سيگارم رو زير پام له ميكنم. ..... کرده ام تا بتوانم احساساتم را از لا به لای کلمات و سطرها تفکيک کنم و به يک جمع بندی برسم. ......
و یک بار که دماغش را درآورد و گذاشت لای دستمال کاغذی، خانم دعواش کرد و من خیلی دلم براش سوخت. مرجان معتمدی بود که عینک میزد و بابای او هم دکتر بود و خیلی ......
آقا رضا دستش را گذاشت روی یکی از دنده هایش که درد می کرد. و به آن طرف خیابان رفت. .... ـ آقا رضا پام . ـ خودت پات رو گذاشتی لای در. ـ بفهم لامسب. بفهم. ......
صبح آن روز، بعد از بیست سال همینکه مرتضی کف پاهایش را از اتوبوس روی زمین گذاشت بوی باغهای چای از لای یقه باز پالتو به پیرهنش رسید. ......
