روی خیسی تنش، سینهاش، سُر خوردم و ولو شدم پایین، لُختی پاش کنار لبهام بود، ... سرش را بالا گرفته بود لای دود، با چشمهای نیمبسته و گردن کج، گوشی تلفن دستش ......
منم خنديدم و همون طور که اون نشسته بود و من بالای سرش وايساده بود پامو گذاشتم لای پاش .دو زانو نشستم و گفتم:حقوق اضافه کاريت رو الان ميگيری يا سر ماه بهت بدم ......
... پشت در منتظر میذاشتمش،برگ درختی که تو دستم بود گذاشتم لای کتابو پا شدم،از رو ..... همون پاش که موقع تصادف آسیب دید دیگه کامل بهبود پیدا نکرد و هنوزم به ......
دست کرد لای پاش شلوار رو کشید پایین گفت یه خورده فاقش تنگه(اخه ی خروسکش ... چوب لباسی چشمم به قوطی های ویسکی افتاد یکیشو برداشتم گذاشتم روی میز اولش فکر کرد ......
سروان هم یه چهارپایه گذاشت زیر پاش و یه حال و حول حسابی با شتره به راه انداخت ! ..... دست راست کم میاره نارنجکو می ذاره لای پاش و باانگشت دست چپ می گه : شش. ......
به زحمت از جایش بلند شد و در حالیکه سیگار لای انگشتانش بود در یخچال را باز کرد، ... که یه پیرمرده کسی اونجا نیست، میشه دست و پاش رو بست و صندوق رو خالی کرد. ......
بیل به دوش آمدم و مرجانهایم را کندم و گذاشتم لای بالشم و نان و شیر خوردیم .... یک ماشین آب پاش آتش را خاموش کرد .مامورها طرف ما دویدند و بی بگو و بپرس ما را ......
