(¯`·._.•خاله الهام•._.·´¯)   

This site may harm your computer....

Yahoo! 360° - $!-! l2 i ا\ا's Blog - Entry for June 04, 2007   

مامانم گفت بشین فکر کن می فهمی.هی فکر کردم دیدم دلم واسه بچگی هام تنگ شده وقتی تو مهدکودک دوستم خمیربازیم و می گرفت و با خمیر خودش قاطی می کردو چرت و پرت می ......

داستان بلند دو نیمه سیب - برگه 2 - IranBlog FORUM   

ولی مگه این مامانه ول کن بود .. منم کیلید کرده بودم که امشب فیلمه رو ببینم . ولی مگه می شد ؟! یا مامان صدام می کرد یا بابام .. منم صبر کردم . ......

مياد   

يکم بيشتر دقت کردم ديدم عجب بوی کرمی مياد.من که نفهميدم اين بوی غليظ ماله چيه و از ... آخه بابا با کون مامان چيکار داره.آخه کون مامان به چه درد بابا ميخوره. ......

rowzane.com   

بين خواب و بيداري بودم که صداهايي را مي شنيدم. فکر کردم خواب و يا کابوس مي بينم. يکدفعه صداي جيغ دخترم ، را شنيدم.. مامان کمکم کن . ......

من و چشمهایم « گنبد مینا   

تو هم بیا این تکلیف را مشق کن … با چشمهای باز فکر کن … فکر کن به دنیایی که دیوار ... باران را بغل کردم و او را بوسیدم. به گمانم بوی باران گرفته بودم که مامان ......

بازگشت چکاوک   

اگه هم از مردم غزه دفاع کردم فقط برا ابراز حس هم نوع دوستی بوده و دلیل بر .... دختر بشقاب نیم خورده غذا را رها میکند و می گوید : مامان پس کی پلو درست میکنی؟ ......

دیدار :: Khanevadeyema.com :: «پايگاه اينترنتي خانواده ما،عضو ...   

خودت بگیر نگاش کن ! ببین چقدر قشنگ و دوست داشتنیه! تو بودی قبول نمی کردی؟ ... رو به مامان کردم و گفتم: «خودت که لیاقت نداشتی منو بفرستی برم. ......

میشه از اتاق من بری بیرون لطفا ! « تلخ نوشته های یک مشهدی   

تازه وقتی مامان بزرگم مریض بود هی دعا کردم خدا جونم مامان بزرگو خوب کن … مامان بزرگو خوب کن …. نکردی که …فرداشم مرد ! …اَه …. اصلا من دیگه باهات قهرم … ......