قبل ترها اينجوري نبودم ، اما چند سالي هست که روز تولد مامان رو هم اشتباه مي کنم ! ..... پنجشنبه با محمدمهدی و حامد قرار خونه بابابزرگ رو گذاشتیم ، برف روز ......
یکشنبه 23 دیماه 1386. مامان : رادین نگاه کن شلوارت رنگی شده!! و . ما: مامان حباسم نبود ................. مامان : رادین پاتو اینجا نذار، اشغال ریخته جارو کنم ......
پدر بزرگ، توی اون سال هایی که حالش خوب بود، مامان بزرگ هنوز بود و ما زیاد ... من آب شدن بابابزرگ ورزش كار و حافظ قران و مفسر نهج البلاغه رو طي 15 سال ديدم. ......
وقتی هم که از چیزی خوشش بیاد و تو دستاش بگیره دیگه ول کن نیست. ... و می تونه برای اولین بار..... مامان بزرگ و بابابزرگ و خاله هاشو... دایی هاشو. ......
بابابزرگ ومامان بزرگم تو ماشین ما بودن٬ یه جوری ام نشسته بودن که من جای پام فوق ... چرا این قدر خودخواه و توقعی شدم؟اونا که واسه من مزاحمتی ندارن ٬ مامان ......
بچه را با باباش فرستاده ام خانه بابابزرگ و دارم حال چهارشنبه را می برم! ... خوب پيش مي رن مامان و باباش توي آپديت كردن. ايشالا همينجور ادامه بدن. ......
مامان جون تا آخر ماه هم صبر کن . به خدا این بیرون هیچ خبری نیست اونجا بهتره ها . ... از مامانی و بابایی گرفته تا خاله و دایی و مامان بزرگ و بابابزرگ همه در ......
همین مامان و بابا .... چطور میتونن ادای آدمای خوشحال رو دربیارن؟! بابابزرگ میگه، خُب بایدم خوشحال باشن هرچی باشه یه سال جوونتر میشن. ......
وای اگه بابابزرگ میدید .دیگه نمیذاشت ما اونجا بازی کنیم. مامانم یه نایلون برداشت ... طلب مدد از او کن ،چو رسد غم و بلایی. چو بکار خویش مانی،در رحمت علی زن ......
صبح شده چشماتُ وا کن . بپوش لباساتُ که خیلی دیره کفشاتُ زودی به پا کن . میرقصد از شادی کودک زیبا میره به سوی دبستان. میبوسه صورت مامان و بابا ......
هر چی من میخوام به امیر حالی کن میخوام قبل از تولد آقانی نی کارهای خونه ام ... هر چند بابابزرگ حسن خیلی بشاش و باحاله ! مخالف نیستم اما دوست دارم یه اسم تک ......
بابابزرگ دیگه مامانم شاهرود نمیاد . هر وقت میاد گریه می کنه هروقت میایم جای ... داد که نرو بابا ولش کن میزنی داغون می کنی دفه قبل مگه یادت رفته و این حرفا. ......
موقع شام مامان و بابا با هم به خانه آمدند. مامان خیلی هیجان زده بود او گفت: "برژیت فردا عمل می .... بابابزرگ پر کرد. جای مادر بزرگ را،. حالا پر است از خالی ......
به خاطر همینه که می گویند هر وقت مشکلاتت زیاد شد به مرگ فکر کن و به گورستان ... خوب دیگه دیروز ، صله رحم ما با مامان بزرگ و دایی و بابابزرگ و حتی ملیکا دختر ......
تصور کن ..... مت براش یه سخنرانی در رابطه با این کار پلیسه و افزایش ترافیک و کاهش نرخ مرگ موش ها ... اصلا کی گفته من به بابابزرگ بابای مامان بزرگ بابام برم؟ ......
