که قرن 21 قرن برابری؛ درخواب میذاری. همه حرفهای آقایان مجـــــــــلس داری ... یک بار قبل رفتن مامان بهم تذکر نده که راحیل خیابون جای خندیدن و بپر و بالا کردن ......
من درخواب بهم الهام شد که بیام اینجا آدرسو توی روزنامه جام جم دیدم اشک تو چشمام جمع شده بود منم آمدم .... عمه جان خیز و خانه جارو کن پدر من ، برادرت آمد ......
نرگس: من يه دقيقه برم پيش مامان و زود بيام. شما جايي نرين ها! مسافر: باشه. من همينجا هستم. .... نمي داند صداي زنگ را درخواب شنيده است يا بيداري. ......
و اگر درخواب مردم تمام اسباببازی هایم را بشکن، تا بچه یدیگری از آن ها استفاده نکند. ... من و مامان و بابامو خواهرم همه خيلي خوشحاليم. اول مي ريم سينما ......
اگرغمگين هستي،شروع کن به آوازخواندن ورقصيدن ودعا کردن. هنگامي که شاه کليداين کاررابيابي،زندگي ..... ببین مامان گردن خانم پری خوب شد!!! زن چشمانش رابازکرد. ......
هنوز درخواب آنقدر احساساتي مي شوم که گريه مي کنم. فکر مي کنم:« از هر انچه که دوست ... باور کن . شايد به طول يک زندگي زمان لازم است تا جاي خودم را پيدا کنم. ......
به من تکیه کن ، تکیه کن ، تکیه کن . که خاصیت عشق را می شناسم. به من تکیه کن مثل شبنم به برگ ... روز مادر به همه مامان های گل ایران مبارک باد. معرفي به دوستان ......
میمیرم تا تو را همیشه درخواب ببینم.گلی جونم تاخود خدا دوستت دارم برام بمون ... بیچاره مامانم همش تو فکرمه . هیچ وقت اینقدر منو ساکت و منزوی ندیده . ......
رفع لکنت: مامان ، بابا ککک...کمک کنین ..... خوابهایت را انتخاب کن ... شویم و به شیوه صحیح درخواب و دنیای بیداری با آنها ارتباط برقرار کنیم می توانیم برآنها ......
زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد زندگی شستن یک بشقاب است ... تازه که از لحاظ مالی مستقل شده بودم مامان خیلی گیر میداد به خرج کردن من و میگفت: که ......
هردفعه سوختم نه از حرفاي مامان باباش از حرف آقا گلي چون به چشم اون من نه زيبا بودم نه .... آرام و آســــــوده درخواب خوش بودی یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم ......
یك شب مامان ذوق زده یك مجله خاک خورده و کهنه را از توي صندوق کشید بیرون و ... اما از قضا درخواب عمیقی فرورفت .وقتی ازخواب بیدار شد دید لباسهارا هم برده اند ......
گفتم : می دونی چیه مامان جون ، خیلی وقته که چشمهای خستم به در دوخته شده ... تو همون لحظه صحنه ی عجیبی دیدم که چهار ستون بدنم درخواب لرزید – درِمسجد باز شد ......
((من يک دعوت نامه مخصوص براي بابا و مامان علي کوچولو دارم مي خواهم بهشون بدهم و .... همان شب درخواب ديدم امام رضا(ع) دارد به طرف من مي آيد در خواب خيلي وحشت ......
داستان درباره ی زمانی است که مامان و بابای گروبز در حال مبارزه با لرد لاس و نچه هاش ..... اوه خدایا کمکم کن .بازم این خفاش پیر گوشی رو برداشت."واقعا متاسفم. ......
