بابابزرگ گفت: «فردا مدرسهها تعطیل است.» بابا گفت: «فردا همه جا تعطیل است.» من گفتم: «اجازه میدهید که من فردا بروم توی کوچه با بچهها برفبازی کنم؟» مامان گفت: ......
خب من و مامانی پریروز که چهارشنبه بود با هم رفتیم بیرون هواخوری آخه هوا خیلی خوب ... راستی پسفردا یکشنبه مامان جون و بابابزرگ و پسردایی جونم میان پیشمون. ......
ــ اگه از مامان اين سوال رو بپرسم ، جاروش رو زمين مي ذاره ، کمرش رو صاف مي .... بابابزرگ يحيي ـ خدا بيامرز ـ هر وقت که با بابا دعوايش مي شد سرش را به زير مي ......
تا اینکه هفته ی پیش خواهرم و شوهرش و بابا و مامان با هم رفتن آستانه ( یه مکان .... امروز می خوام با بابابزرگ برم پارک. علی رو هم نمی بریم! سو سو،سو سو، ......
مامان بزرگ: هرچي خدا بخواد .دعا کن اگه ميخوام کور شم بميرم..نميخوام همين چند روز باقي از عمرمو ذليل باشم ديگه نتونستم تحمل کنم با گريه رفتم تو اتاق . ......
بگو مامان .. پسر 1 ساله با شك و ترديد به مادرش خيره شد و گفت: آ..آ. ..... براي ما نامعلوم ميباشد ولي تاريخ شناسان او را علي بابابزرگ ناميدند! او با ساخت ......
بابا :خانم اینو خفش کن . مردشور این تربیت نداشتش و ببره ... مامان با کفگیر میرسه اما اینام ته میکشه بچه به کنکور میرسه یا قبوله یا میمونه اما یه چیزی بدونه ......
مهدی: مامان ،بیا بریم در ِ بالا رو باز کن میخوام برم کامپیوتر بازی کنم. ... توی ماشین بودیم و برای تبریک عید و روز پدر به خونه ی بابابزرگ (پدری) میرفتیم. ......
ایندفعه زنم دخالت کرد وگفت: مامان یه خدای ناکرده تودهنتون باشه تروخدا..خوب چکار کنه بنده خدا با این پولا ی کارمندی وحلا ل مگه میشه تو این دوره زمونه خونه ......
فلفلی گفت:نه مامان ، بابابزرگ طبقه پایین حالش بد شده و مامان بزرگ و خاله ها ... سالن با صدای بلند سیب گلاااااااااااااااب ،سیب گلاااااااااااااااب ،صبر کن تو ......
به خاطر همين مساله مامان و باباي پريا مجبور شدن چند روز برن اراک و پريا چون ... اون شروع کرد ماليدن کسش به کون اون. هينجور که ميماليد با سينهاش ور ميرفت. ......
آخه یا منو پیدا نمی کرد یا اگه پیدا می کرد می گفت بدو فرار کن . ... مامانم خوب بود .. حیف که یه مامان و یه خاله داشتم ... مامان با دل و جون از مهمونامون ......
با زرد هماهنگم کن استاد! گاه حجم یک کلاغ ... اونجا به روی خودم نیاوردم و از دعوای مامان و بابام فقط خندیدم اما وقتی اومدم توی آیینه نگاه کردم. ......
روز پدر مبارک امروز با دانیال و مامان کلی گشتیم تا برای بابا و بابا بزرگ هدیه بخریم بالاخره برای بابابزرگ عطر مورد علاقه اش رو گرفتیم و برای بابا هم دو هدیه ......
بابا بزرگ چهارشنبه شب از پیش ما رفت تا به ابدیت بپیوندد و ما را با غم و اندوهی بی ... پسرم بمان پیش مامان جون تا من برم پیش مامان بزرگ. حال بابابزرگ بد شده ......
