باز رنگ صورت مامانم عوض شد سفید مثل گچ _نه زوری نیست اگه نمیخوایی. ... خواستگاری جولون نده ولی انگار صد کیلو وزن رو دوشم بیخیال بابا ولش کن چه اهمیتی داره؟ ......
شما لطف کن آمپولم را دور بینداز. وبه مامان بگو که آمپول مرا زده ای. پلنگ سفید یک نفر زنگ زد برنامه کودک وتلویزیون وگفت: الو دیگر پلنگ صورتی پخش نکنید. ......
مامان وارد اتاق شد. سینی بزرگی دستش بود. نشست زمین جلوی بابا و گفت: “روزنامه بیشتر پهن کن می خوام عدس پاک کنم.” پوزخندی زد و ادامه داد: “می شنوی چی می گم ......
با لباس مامان بزرگ نویل!چون فکر نمیکنم از اون ترسناک تر کسی رو سراغ داشته باشین .... تو مایه ی ننگ گروه سفید ها هستی انقدر توی جادوی سیاه غرق شدی که حتی رنگ ......
ما هنوزم حاضر نیستیم . داریم رقصی رو که دو تایی با آهنگ اسپایس گرلز تمرین کردیم برای مامانم اجرا میکنیم... آژانس یه پیکان سفید بود و یه راننده ی پیر داشت. ......
و در ماشین رو باز میکنه و یه بسته که با کاغذ کادو سبز و ربان سفید تزیین شده همراه ... مامان : فیروزه ... آروم باش ... این گل رو خشک کن تا یادگار برات بمونه . ......
مامان بهترین شیت را دارد (19). آنتونیو: با چه وسیله ای میخواهید روی باسنم مهر بزنید؟ ... فوقش یک تعارفی میکنی:" چه کون سفیدی ... خیلی سفید تر از کون منه. ......
یا ۱۰ روزی رو که خونه شما بودم نداشتی دست به سیاه و سفید بذنم شبها زودتر .... حالا گریه نکن کی گریه کن ! خلاصه مامانم دید کلی دعوام کرد منو میگی بد تر شدم! ......
حالا بیا و خوبی کن . سرو صدای مهیار و خواهرم بلند میشه اون میگه تو تقلب کردی اون یکی داد میزنه تو تقلب کردی . مامان گفت نرسی الان این دو تا همسایه ها را هم ......
مامانم سقله زد: چادرت را جمع کن . و من باز همه را یک ضرب کشیدم توی صورتم. ... دستی چادر سیاه را از سرم کشید و به جای آن چادر سفید حج مامان روی سرم قرار گرفت. ......
