وقتی می بینم دوستم داری، از ته دلم داد می زنم ، ... تو را به خدا پشت میز، توی کمد،زیرتخت را نگاه کن . کودکی مان انجا نیست؟ پیدایش کن ، بیارش، بگذارش وسط ......
پیشانی ات را چین بده نگاه کن انگار نمی بینی سرت را بیار بالا ... ول می کنی رو به آن طرف که رنگ دامن من نیست، توی خواب پک می زنم عمیق فوت می کنم دود را دور ......
یکروز از یک ترکه می پرسن : اگر یک عابر پیاده بپره وسطه خیابان جلوی ماشینت ، بوق میزنی یا چراغ؟ میگه هیچکدام! برف پاک کن را می زنم ! میگن چرا؟ ......
من گاهى حرفى مى زنم اما «آرش» سکوت کرده است. پاى کوه گرم بود، اما اینجا در ... و جوانى دیدم دلداده عشق پرى رویى که مى گفت: آرش چنان کن که به گزیر حجله در ......
خوب گوش کن . امروز من به قصر پادشاه میروم . در آنجا به دور گردن دختر پادشاه میپیچم. ... بلکه آمدهام خبرت کنم که زنم از آن گودال بیرون آمده و سراغ ترا گرفته و ......
هر دم زنم شانه، هر دم زنم شانه ترسم پريشان کند بسي حال هر کسي چشم نرگست ... حل کن دو صد مشکل ما اي دلبر خشکل ما دردت به جان ما شد، روح و روان ما شد ......
گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم ... هر چند از تو کم شود از خود تمامت می کن م ..... سوزن ز تیر مژگان وز تار زلف نخ کن هر چند رخنهی دل تاب رفو ندارد ......
من از نهایت صبح حرف می زنم . .... در ضمن اینجا کسی تبلیغ نمیکنه و به شما هم نگفتیم قبول کن هر موقع خودت رسیدی قبول کن و تا هر وقتم که نرسیدی قبول نکن ......
وقتي كه در اوج غم ،نا اميدي و بي كسي بهش پناه مي برم وباهاش حرف مي زنم ، فقط خودش آرومم مي كنه ... پاها را بر زمين سخت استوار کن ... و حرکت را دوباره آغاز کن . ......
دیوان حافظ ، که البته تقریبا هر شب یه گریزی بهش می زنم و فالی می گیرم. ... برشکن و زير و زبر کن بلبل پربسته ز کنج قفس درآ نغمه آزادی نوع بشر سرا ......
در همه عالم مرا دین و دلی است * دل فدای توست، قصد دین مکن خواه با من لطف کن ، خواهی جفا * من نیارم گفت: کان کن ، این مکن ... امضا بلد نیستم انگشت می زنم ......
من ازدورها نظاره میکردم. به آتش تنی تو. همنگامی که میسوختی. می دیدم. خودرا در آن. پاک می کشیدی. آفرین ای زن. آتش تنی کن زن. نفرین به آتشزن. فرشته حضرتی ......
فریاد می زنم فریاد می زنم ! به اشاره برایت نوشته بودم که دلم می گفت ای کاش هاشمی ... به عوض، نگاه کن که آقاها و آقازاده ها چه مال و منالی به هم زده بودند. ......
چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی حرف نمی زنم ..... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را ... دوست داشته باش و زندگی کن !زمان برای همیشه از آن تو نیست ......
تو یاری کن مرا ای یار تو ای خاتون خواب من من تن خسته را دریاب .... وقتي با ستاره ي " تو " حرف مي زنم ، وقتي بهش خيره مي شم يا بهش چشمك مي زنم ، هميشه ازم يه ......
