و هیچ وقت هیچ کس بوی کافور نداد ... و این معشوقه های دست به تنبان هفتاد قرن از ... این معشوقه ها هنوز دست به تنبان در مرده شور خانه دنبال رمان های شهوتی ......
و هیچ کس ما را به حرکت فرا نخواند. و هیچ کس پلک هامان را پایین نکشید .... سیاست مدارها جز واکس انداختن کفش های قدرت، اون هم با زبون چرب و نرم شون، کارکرد ......
چه شهوتی بود در بند بند وجودم. برای رسیدن به نا معلوم محض. رسیدن به آینده! از گذشته می گویم. از آبی آسمان و سبزی خاطره. از کودکی و آزادی خیال. از عشق های ......
بی ثباتی مالی و پولی، ما از ورای سرفصل های روزنامه ها به جهانی می نگریم که به نحو ... د: شهوتی که به بنی آدم داده ام اگر در شما نهم خویشتن نگه نتوانید داشت. ......
در چه اندازی و کس نی که بگیرد او را ! حال خیال می کنید که شاعران جدید تر آیا از سر این طرز تفکر گذشته اند؟ لا والله ! چرا که این اندیشه های پوسیده تا دوره ی ......
