دو دقیقه سکوت - دوباره پخخخخخخخخخ   

چون مامانم از ماجرا چیزی نمی دونست من نمی تونستم جلوش گریه کنم.واسه همین رفتم حموم. .... فردای اون روز به مجتبی زنگ زدم تا شماره ی منو دید گوشیشو خاموش کرد. ......

هزارتوهای نامریی   

لوسش نکن این قدر مامانم را. ولش کن بیا برویم دیر شد! ... فقط خونی بودنش را می شد دید . داد زدم : این جا هنوز کسی زنده است کسی نبود بیاید کمکم. ......

کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری؟   

انگار هیچ کس منو نمی دید .رفتم کنار مادرم نشستم.به مادرم گفتم مامان چی شده.ولی انگار منو نمی دید .می خواستم ببینم کی مرده.پارچه سفید رو زدم کنار.یه چیزی دیدم. ......

گفته ها و ناگفته های یک دل تنها   

مامان سوپ درست کرده بود. چقدر این شبای زمسونی رو دوست دارم. واقعا صفا داره! ..... پسرای کلاسشون رو هم نشون داد من هم مثل این چشم چرون ها همه رو دید زدم ! ......

ققنوس سوخته   

و جوان در روح جهان فرو رفت و دید که روح جهان بخشی از روح خداوند است و دید که ... دایی مامانم بهم می گه دختر مهربون !! عمه مامان می گه دعا کن خدا ما رو ببخشه ......

شاهدخت سرزمین ابدیت   

یادمه وقتی اومدم تو خونه مامانم من و نشناخت و در و روم باز نکرد در هال رو میگم. سه ساعتم اونجا درجا زدم تا این که قیافم برگشت به حالت عادی و مامانه دید ای ......

طنز متفاوت!   

دفتر کارش را دید زدم .همه جا گل و گلدون بود با چند تابلوی هنری,طوری که میخواست ... نتیجه سوم:خیلی وقته دلم هوای یه فیلمی مثل مهمان مامان رو کرده,یه اتفاق ......

مسخ در پشت آینه   

حوصله هیچ کس را نداشتم ، علی رغم اصرار مادر بدون اینکه شام بخورم بطرف رخت .... نوار شهرام ناظری را گذاشتم و گوشه ی اتاق چنباتمه زدم ، صورتم را در لباس سبزم ......

IranDokht - Sub-Communities - Personal Style   

‬سرعتم را بیشتر كردم و از توى آینه،‮ ‬سالن را دید زدم ‮. ... ‬هر چى مامانم گفت نكن،‮ ‬گوش نكردم‮. ‬وقتى اومدم تا یكى دو ماهِ‮ ‬اول خیلى خوب بود،‮ ‬اما حالا‮ ......

اهل آبادان   

از تو قماره مامان بهجت رو دیدم سرچادرش رو به دندون گرفته بودو دو تا زنبیل تو دستاش ... ایور اوورمه دید زدم کسی ندیده باشه. سیبه در اووردم برگشتم پیش حیدر. ......

نهال حیرت - داستان   

دیدم تو اتاقش نیست ،همه جا رو گشتم ولی هیچ کس خونه نبود.فکر کردم یه جایی تو خونه قایم شده واسه همین هم داد زدم عاطفه اگه مامان بیاد خونه میدونم چی بهش بگم. ......

از اعماق قلب من   

ساعت 7 بود که زنگ زدم به مامانم که اداره بود.یهو زدم زیر گریه! ... مامانم گفته بودم. چون اگه نگفته بودم ، بعدا که کارنامم رو می دید کلی پدر منو در میاورد. ......

(¸.•´*¨يواشکي هاي من¸.•*¨)   

گند زدم به... - - mymemos - (¸.•´*¨يواشکي هاي من¸.•*¨) ... خودم داشتم لبه ی چادر رو می دوختم چشام نمی دید . به مامانم گفتم منو بگو که دارم از زینت خانم ایراد ......

eshghyanitaslim   

به یقین مجنون توصیف مرا از آن خود کرد. طالعم در آسمان دید ؛نام من از آن خود کرد ...دست و پامو گم کرده بودم.داد زدم : مامان ؛ مامان ؛ مامان سهیل به عیادتم اومده. ......

یادداشت های روزانه   

از بس هی یادم رفت که سبزه سبز کنم ٬ دیروز وسط کارم تا یادم اومد به مامانم زنگ زدم و خواهش کردم که بی زحمت برام عدسا شو سبز کنه که خب مثل همیشه قبول کرد ولی ......