گفت خونمون یکمی اخم کردم نگاش کردم ( تو دلم گفتم اگه جنده باشی سر کار باشم بلایی به سرت میارم که حذ ... کون دادن تو جزيره 1 الان 26 سالمه و مسئول بهداشت ي. ......
صدا می کنه زن دااا ؛ به جای زن دایی ؛ هر چی هم بهش می گیم می گه نه ! ... همچین موهبتی بهت عطا کرده خیلی ازش مواظبت کن تو الان دیگه مسئولیتت زیادتر از قبل ......
نیلو میگفت زن دایی خیلی تورو دوست داره! همش ازت تعریف میکنه! .... پشتمو کردم بهش... باز پچ پچ با رفیقش چند تا فحش بارم کرد و رفت خلاصه تو حرم بیشتر از هر ......
سرت را بگیر بالا بگو نگاهت دارد اذیتم میکند یا تو جایت را عوض کن یا من میروم . ... زن دایی میگوید روی بخیه های دستت کرم بزن.هنوز توی سن رشدی خوب نیست دستت ......
تو نمی تونی با چنین خانواده ای کنار بیای و من فقط تو تنهایی گریه می کردم . ... زندایی بیماری قلبی داشت و هر چند وقت یه بار حالش بدتر میشد و ما هم نوبتی پیشش ......
درود بر تو : فواید خانه تکانی: پیدا شدن بسیاری از وسایل خریداری شده بله ... داریم اسباب کشی و خونه تکونی رو باهم انجام میدیم زن دایی شهلا. دعا کن پس نیوفتیم ......
دو قسمتشم یکم کنجکاوی کردم که حتما تو چند روز آینده و سر فرصت کامل می خونمش ! .... دلهره اینکه چطور با مامان اون بچه ها روبرو شم ، چطور با زن دایی و بدتر از ......
تو تموم این یکسال که گذشت هر شب انقدر به چشمای معصومت نگاه کردم تا خوابم برد ... ۴:مهرافرین جون:یه زن دایی خوب دوست داشتنی صبور مقاوم بهترین راهنما بهترین ......
زن دایی داده برای شما از لباسشویی ملحفه تازه آورده.» بله راست میگوید. ... «پس چرا همینها را وقتی از رشت به تو تلفن کردم ، نگفتی؟» «آخر رودروایسی گیر کرده ......
خلاصه ٬تازه شروع کردم به حاضر کردن تو (دیر هم شده بود) و خواهش کردن که دیگه اونجا به من رحم کن و حرفمو گوش بده........ هر چند، خونه عروس یه کم رقصیدی و موقع ......
نمی دونم چه جوری می تونم زحمت های دایی, زن دایی , پسر دایی و دختر دایی هام رو جبران کنم .... خدایا هر چی تو بگی من همون کار رو می کنم.می خوام حرف گوش کن بشم. ......
هر چی از دستم بر میومد تو مراسمش دریغ نکردم. انصافاً زندایی هام هم حسابی کار کردن. ... مامان گفت خودت چک کن شاید حامله ای . من چک کردم و جواب مثبت بود. ......
تمومش کن . از اول هم منو تو ما نبودیم. منو تو مال یه دنیا نبودیم ... خلاصه اینکه همراه زن دایی م و چندتا از بچه ها یه کاسه گرفتیم دستومن رو راه افتادیم دنبال ......
زن دایی داده برای شما از لباسشویی ملحفه تازه آوردهاند. بله راست میگوید. ... پس چرا همینها را وقتی از رشت به تو تلفن کردم ، نگفتی؟ ......
خدا گفت : " و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته ... جای ما را هم خالی کن . یه سبد گل هم برای زندایی عزیزم تولد شما هم مبارک باشه ......
