چشمهای خیس   

دستم و بردم زیر چونه شو سرش و بلند کردم . تو چشمهاش پر اشک بود و لبش می لرزید. دلم اومد تو دهنم . پاهام سست شدند و بغض گلوم و گرفت . ......

وبلاگ کیان پیکاسو   

همه تو خیابون لبخند تحویل من می دادند. منم که از شاهکارای جدیدم ، اینه که آب دهنم مرتب آویزون باشه ، واسه همینم ، وقت نمی کردم نگاشون کنم . ......

::: PinkFloydish :::   

خلاصه این خانوم اینو گفت ولی من سعی کردم به روی خودم نیآرم که چی گفته! ... انقدر مزه بدی تو دهنم بود و انقدر شوکه شده بودم که اصلا نمی دونستم چی بگم! ......

مجلهی هزارتو   

برگشتم و به در شیشهای اشاره کردم . تو با انگشت پسرک ریغویی که سیگار می کشید ... که خوشتیپه، اما نذاشتی مزهاش تو دهنم بمونه چون ادامه دادی:"مادرم همیشه میگفت ......

می نویسم همه با تو نبودن ها را   

تا چند وقت پیش خودم اسمت و نمیا وردم حالا که باورت کردم و دارم تو رو صدا میزنم همون که اسم تو رو یادم داد همون تو دهنم میزنه و نمیزاره اسمتو بیارم… ......

شخصیت سوخته...خاطرات زندگی یک انسان   

شروع کردم به خوردن...شیرین بود و خوشمزه...خوب هم نزده بودم...به ته لیوان که رسیدم شهد سنگین اومد تو دهنم و یه لحظه از طعمش فهمیدم چه کثافتیه. ......

Ba ye shokolat shoro shod - Persianhub   

من تندی شکلاتم رو باز میکردم و میذاشتم توی دهنم و تند تند اونو میخوردم. میگفت ای شکمو! تو دوست شکمویی هستی! و شکلاتش رو میذاشت توی صندوق کوچولوی قشنگ. ......

SOF!A   

مرغ ها همچین دویدن طرفم که یه آن فکر کردم "چه سگ های خوبی" ... کلا فقط می خوان که بخورن . ... بعضی وقت ها دلم می خواد کفشم و بکنم تو دهنم . posted by SOF! ......

سنتوری – قسمت سوم « داستانهای قشنگ و زیبا   

من هم داشتم با نهایت لذت ازش لب می گرفتم زبونش داشت تو دهنم می چرخید و مزه ... هم لب می گرفتیم رفتیم تو اتاق خواب و اونجا بود که دکمه های شلوارش رو باز کردم ......

رنگارنگ   

بالاخره دهنم را باز کردم و گفتم: «بله... همونطوري که ميدونين... يک روز مرحوم ملا نصرالدين...» الهي خفه شم... ملا ديگر از کجا آمد تو دهنم ؟ ......

وهم ژرف   

ظهر تو خونه کودتا کردم : آدم وقتي يه روز وقت داره بايد همه کار بکنه. ... آب تو دهنم جمع شده و معده ام ميسوزه. آب دهنمو به سختي قورت دادم. شقيقه ام گر گرفته. ......

علاف دات کام   

من تندی شکلاتم رو باز می کردم و میذاشتم تو دهنم و تند و تند میمکیدم. میگفت: شکمووو... تو دوست شکموی منی. و شکلاتش رو میذاشت توی صندوقچه کوچولوی قشنگ ......

!!! پیچک احساس   

دوست دوست . من زودی شکلاتم رو باز می کردم و میزاشتم تو دهنم و تند و تند مک میزدم ... می گفت : شکمو... تو دوست شکموی منی ! و شکلاتشو میزاشت تو یه صندقچه ......

باغ كوچيك زندگي من   

... دستامو بگيره و خودش دست و صورتم و بشوره و از آب کفي که تو دهنم مي ره گريه کنم ... گناه کردم اشتباه کردم افسوس مي خورم و خوب مي دونم که تو به من مي گي ......

با یه شکلات شروع شد - PersianBase   

گفتم: تو براش تا هر کجا که دلت میخواد یه تا بذار! اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا! اما من اصلا تا نمیذارم! !!! دوستی تا نداره نگام کرد..نگاش کردم . ......

1   2   next   last