tic_tack_toe   

هستن و نميتونن تحمل زني را داشته باشند كه خودش را وقف شوهرش كرده و بهش .... من كنار پنجره اتاق ايستادم صورتم را به شيشه چسبوندم و به پايين تپه خيره شدم ديگه ......

ღღعاشقانه هاي ما براي هم ღღ   

... که اونو امروز میگیرم ازش میارم خونه کادو می کنم و فردا که 5 شنبس بهش میدم ... یه کوچکولو از چسب برداشتم کاغذ چسبوندم بهش مونده بودم که کی اینو بزنم به ......

مزاحمت تلفني، يك پسرنوجوان را به دادسرا كشاند   

... خورد همینجوری یقشون گرفتم و چسبوندم به تلفن یه چند تا سیلی آب دار هم بهش زدم مردم جمع شدن و خواستن جدا کن و بهم بگن که چرا داری اینو اینجوری میزنی . ......

رادیو زمانه | کتابخانه | شما بايد دستتان را، از جيب ايشان، بيرون ...   

رفتم و کنارش نشستم و خودم رو بهش چسبوندم و گفتم خیلی سردمه. با یک دستش من رو بغل کرد و با اون دست دیگش، یک بطری از جیبش در آورد و گفت این رو میخوریم گرم ......

سوراخ تو دیوار   

چسبوندم بهش . هی می خواست در بره اما نمی تونست. معکوس زد. کشیدم چپ، باز گرفتمش. حیف که آرزو منتظرم بود وگرنه اینقدر باخشونت باهاش رفتار نمی کردم. ......

بسيجي   

يه كم رفتم جلوتر بغض گلوشو گرفته بود دستم و گذاشتم رو شونشو بهش گفتم تو رو خدا يه حرفي ... يه طرف و نگاه مي كني عكس والا مقام ترين بسيجي زمان رو چسبوندم . ......

Oldpilot.ir | باور می کنید " والاحضرت پهلوی " من را به همسرم رساند ؟   

با پررويي هر چه تمام تر ، خودم رو بهش چسبوندم !! و هر جا مي رفت با او مي رفتم ... بگذريم كه كلي از امرا و مسئولين والا مقام براي عرض ارادت به حضور مي رسيدند ......

شبهاي روشن   

نشستم رو سرامیک آشپزخونه،کمرم رو چسبوندم به دیواره اپن. ... بهش می گه همین جا بشین تا برگردم... تنها میشم، چشمای ناز و خوشگلش رو می دوزه تو چشمام، صداش می ......

ღღتولدی دوبارهღღ - وووووووووی من ایمدم1   

منم رفتم رو پاش نیشستمو سرمو چسبوندم بهش ،. امیرم یکمی موچم کرد و مو هامو ناز اینا و یکمی لبامو بوس و... دیه تا اخبار و کشتی ببینه ......

دلتنگ ناصریا   

رفتم حرم، خودمو چسبوندم به پنجره فولادشو شروع کردم به گریه کردن. ۲ساعت تموم آقا رو گرفته بودم تو آغوشم و بهش التماس می کردم. به جون جوادش قسمش دادم به جون ......

لونه ی جغد ِ نادون   

۴-از پشت چسبوندم بهش : باور کنید نچسبوندم! اینا همش توطئه است ... احتمالا این گربه های محله بالایی واسه اینکه موشاشونو می گرفتم این توطئه رو چیدن تا اینجا ......

شاید...خونه ی ما - devilish   

منم هیچی نمی گفتم و تو تاکسی خودمو چسبوندم بهش که احساس امنیت کنم ! ..... هیچ روزی به اندازه دیروز از وجودت احساس امنیت نکرده بودم آقایی جونم . ......

تا.....شقايق   

گفت : من اگه خودم بهش چسبوندم به خاطر اينه که دوسش دارم و به خاطر اينه که از اون روي خودم بدم مياد ، از اون روي خودم که همه بدبختي هاي عالم از اونه. ......

My Hypermnesia   

بعد به مقوای قهوهای ای که به دیوار پشت کامپیوترم چسبوندم ... بودن رابطهها مهمتر از یکویک بودنشون باشه ٬ تا وقتی واقعاً حسش نکرده باشی نباید بهش دست بزنی. ......

چی توز   

من فقط یه چوب که سرش رو با آتیش روشن کرده بودم چسبوندم بهش .که اون حمله کرد.از این سگ گرگیا بود.نفهمیدم چه جوری در رفتم.ولی اون فهمید چه طوری دنبالم کنه! ......

1   2   next   last