BH; مشد_الصدر; Сутиен; Brennidenn; Podprsenka; Brystholder; Büstenhalter; Brassiere; Mamzono; Sujetador; Bularretako; پستانبند ; Rintaliivit; Soutien-gorge ......
پستانبند . از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد. پرش به: ناوبری, جستجو. پستان بند (يا کرست Brassiere) نوعی زير پوش زنانه است که برای پوشانيدن و بهبود شکل و بالا نگه ......
ـ در اين شهر شما مردان و زنان لخت، زيادند اما همهشان يك مايو پوشيدهاند، زنان پستانبند نيز دارند چرا اينها را نيز كنار نميگذارند؟ ......
هیکلاستخوانی از نوشیدن باز ایستاد، دست دراز کرد، از روی ماسهها یک پستانبند برداشت، آن را به لبهایش برد، سپس به اقیانوس افکند. اینک دستش را روی قلبش گذاشته ......
BH; مشد_الصدر; Brennidenn; Сутиен; Podprsenka; Brystholder; Bruschtkisse; Büstenhalter; Brassiere; Sujetador; Mamzono; Bularretako; پستانبند ; Soutien-gorge ......
BH; مشد_الصدر; Brennidenn; Сутиен; Podprsenka; Brystholder; Bruschtkisse; Büstenhalter; Sujetador; Mamzono; Bularretako; پستانبند ; Soutien-gorge; 브래지어 ......
در سال 1912 براي نخستين بار كلمه " پستانبند " در فرهنگ لغت آكسفورد آورده شد. ... اين نوع پستانبند بسيار سبك بود و سينهها وضعيت طبيعي خود را حفظ ميكردند. ......
در تلاشی که، با عصبانیت برای رها کردن بلوز از قلاب و قزن از پستانبند ، میکنم دستها و حواسم در هم گره خورده است. ناگهان انگشتان زبر زن را روی رانهایم حس میکنم ......
شير دوشي زو به روزي دو سبوي, چون يکي جبغبوت پستانبند اوي. 60. زعفران و نرگس و بيد و بهي, خم و خنبه پر ز انده، دل تهي. 61. نيز ناموزد ز هيچ آموزگار ......
پستانبند ، گن ، كرست ، بند شلوار ، بند جوراب و اشياء همانند و اجزاء آنها ، حتى كشباف يا قلابباف ... پستانبند و سينهبند ......
چون یکی جبغبوت پستانبند اوی. شیر دوشی زو به روزی دو سبوی. خم و خنبه پر ز انده، دل تهی. زعفران و نرگس و بید و بهی. ابیات پراکنده از مثنوی بحر متقارب » ......
پستان بند ; پستانبند ; سينه بند. Polish, View lemma information, stanik ; biustonosz. Portuguese, View lemma information, soutien ......
حرامزاده، زنازاده، وارد بستر شدن زوج، همخوابگى، بوسه كوچك، نوك پستان، پستانبند ، پرده بكارت، سقط جنين، مىزده، تنگ شراب، سرباز در ورقبازى، و. ......
نيمی از پستانهايش ديده میشد، و پستانبند توری و سياهرنگش توی چشم میزد. چشمهايش را به وقت نواختن گيتار میبست. چشمهايش را که باز کرد روبرويش ايستاده بودم: ......
پستانبند , [pestān-band] - biustonosz. پستاندار, [pestān-dār] - ssak. پستخانه, [post-chāne] - urząd pocztowy. پسته, [peste] - fistaszki ......
