ويولت جونم، از خدا ميخوام که هر چی زودتر حس به پاهای قشنگت برگرده و کيفش رو .... هر چند که چند وقته وبلاگتو ميخونم ولی تا حالا ساکت مونده بودم چون مامانم ......
عشق یعنی برای اولین بار سرتو بزاری رو پاهای کسی که نامادری بود ولی داشت ادای مادر رو در می اورد. عشق یعنی : مامان فاطمه ی من. مامانم سلام ......
مامان پر حرف... وقتی از سر کار برگشتم،فرنادی با پاهای کوچولوش به طرفم دويد،منم زود پالتو و روسريمو در اوردم و انداختم رو مبل و بغلش کردم،بعد که گذاشتمش زمين ......
کردم، دیدم در بعضی از جاها فقط رد پای یک نفر است، رو به بالا نگاه کردم .... ولی مامانم هنوز یه کم پایبنده و عقاید خودش رو داره ......
یادمه سرم رو میذاشتم روی پاهای مامان بزرگ و اون دست می کشید رو موهام و سرم و نوازش می کرد ... دیگه نمی تونم سرم رو روی پاهای مامان بزرگ بذارم تا نوازشم کنه. ......
امروز رفتم واسه نینی جوبار( جوراب) خریدم خیلی نازه مامانم میگه اخه دختر خوب پاهای این نینی تشکیل شده که تو براش جورابخریدی ......
مامان نازنینم دوستت دارم. واگر کفر نبود میپرستیدمت. مامانم تو لایق ستایش و سجده ای. میدونم مامان مهربونم میدونم. زیر پاهای تو جای بال فرشته هاست ......
ناهار رو مامانم آورده بود. ناهار لیلیبیت رو هم خوردم و بهش گفتم از بیرون یه چیزی برای خودش سفارش بده .... چهارتا خط تقریبن عمودی هم دستا و پاهای ملوسش بودن. ......
من نمی دونم مامانم چه حالی داشت...( مامان بزرگم بعدها وقتی بزرگتر شدم برام تعريف ... از دست بدن تا بتون با رد پاهای ناهنجاری که دارین همین الان در وجودشون به ......
میخوام با پاهای خودم راه برم! ـ۱ از همه دوستان خوبی که تشریف آوردن و نخستین نظرات رو دادند سپاسگزارم. مامان من خیلی دوست داشتنیه و من رو هم خیلی دوست داره. ......
بايد با مامان حرف بزنم . من هيچ وقت سرم را روی پاهای مامان نگذاشته ام . هيچ وقت برای مامان گريه نکرده ام . نه برای مامان و نه هيچ کس ديگر . ......
خلاصه تا مامانم برسه پیشمون ما و خونواده ام حسابی توی دلشوره و ... نمی دونی وقتی اون دست و پاهای کوچولوت رو کش میدی چقدر برات ذوق می کنم دلم می ......
مامان گوشه ی مبل نشسته بود و آرام گریه میکرد. خواستم وارد پذیرایی شوم که دست مردانه ای راهم را بست. ... اما مامان نبود. بابا آمد تو. بدون هیچ احساسی. ......
حتی خودش هم به خودش می گفت خانوم ؛ وقتی جوراب های واریس را روی پاهای ورم کرده و چاقش ..... کنار مامانم تو مسجد نشسته ام. خیلی گرممه. جام اینقدر تنگه که نگو. ......
میبینه که بعله مامان پا در هوا رو زمین ولو هست و سطل هم روی پاهای مامان !!! ( یعنی مامان پاش گرفته به سطله و همراه با پاش رفته رو هوا ) اما خداییش ترسناک ......
