اونقدر که دیگه نه می شه باغچه رو وسط حیاط خونه ی عزیز دید و نه حوض رو کنار باغچه. .... سرش اينقدر سنگينه كه مي خواد به جاي پاهاش روي زمين باشه. ......
هر كسي يه روزي مياد يه روزي ميره، يكي با دلش ميره، يكي با پاهاش ، ولي مواظب باش كسي با .... نيزه نمباد شرجي وسط دشت تابستون تازيانههاي رگبار توي چله زمستون ......
همش دستاشو ميذاشت روی زمين و قمبلشو هوا ميکرد و از وسط پاهاش ما رو واروونه نگاه ميکرد ... ته تغاريه خونه! نيلوفر بانو که حالا يه خانوم شدی. تولدت مبارک ......
چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و كشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي ... از این شیر میترسیدم وقتی میومد وسط تا نقشش رو بازی کنه توی دلم خالی میشد ......
متاسفانه ضربه خيلی مستقيم به سرش نخورد و در اثرش ۶ تا از پاهاش کنده شدند. ... دکتر می دود وسط حرفتون و با صدای بلندی که شما حتی با آمپلی فایر هم نمی تونید ......
دو زانو می نشیند سر سفره و دامنش را جمع می کند وسط پاهاش . دیس پلو را بر می دارد و خم می شود سمت بشقاب تو و برایت غذا می کشد. با چی؟ خوب معلوم است با دست. ......
نگاش کن، داره پاهاش رو می بره بالا، این چیه؟ نکنه. ... وسط این بازار شلوغ قذافی دیوانه هم از دهانش در رفت و گفت که یهودی ها و مسیحیان هم حق دارند به مکه ......
تو کافه از هر کی میپرسیدی چرا با اینکه پاهاش کاملاً سالم به نظر مییاد، پیتر ... دخترک به پای پیرمرد، ناگهان از جا پریده، سیگارش به سمت وسط سن پرت میشود. ......
الان مادر به قول خودش از فكراي بد آتيش بزرگي درس كرده و نشسته وسط ... شايد هم چادر سر انداخته و ... ـ مواظب پاهاش باش! مرد سري تكان داد و روي تخت خواباندش. ......
1- آرش روشن: مدیر تیم که شبانه از وسط سفر و کار کشیدیمش سالن. 2- پژمان گوران: تازه 5 روز بود پاهاش از توی گچ بیرون اومده بود. 3- حمید اسماعیلی: وسط مراسم ......
آروم آروم کف دستاش رو می ذاره روی بلوک های وسط خیابون .. یکی از پاهاش رو یواش بلند می کنه و انگار که بزرگترین و سختترین کار دنیا رو می خواد انجام بده . ......
حرکت پاهاش حوله رو از روی باسنش کنار میزد و چشمان حریص من این حرکت رو با دقت ... باسنش رو به وسط پاهام چسبوند . حوله از روی پایین تنش کنار رفته بود و خوب ......
و من میدیدم، بکارتِ معصومش را و از بینِ پاهاش سینههای برجسته و سفتش را. ... همهچیز ریخته بود وسط ِ اتاق. دست ِ راستم عجیب درد میکرد، خواستم بلندش کنم ......
پوست پاهاش مور مور شده بود و کمرش از سرما درد می کرد . ... ها بخار کرده بود و هیچی معلوم نبود اما از اونجایی تنها ایستگاه وسط راه باید پیاده می شده بلند شد ......
آخه يک لنگه از کفشهاش سوراخ بود، آب توش رفته و پاهاش را کرخت کرده بود. ... بجای اينکه صبرکند و وسط شلوغی يواشکی اونا را عوض کند، تندی بسوی چکمهها رفت و پاش ......
