گيسو كمند | درماني متفاوت1   

(آفتاب همون اندازه كه مي تونه براي پوست ضرر داشته باشه براي مو لازمه. ... داد برام ساختن كه وقتي مي ماليدم بايد روشو با چسب هاي نايلوني كوچيك مي پوشوندم تا ......

فاتیا   

اندي‏واليم نشسته بود و نگاهم مي ‏كرد. همانطور كه آبگاهم را مي ‏ ماليدم ، گفتم: «صد دفعه گفتم تفنگ قنداق‏دار به كار بادي‏گارد نمي‏آيد... راستي رييس پشت چي مي ‏گشت ......

تلسم تاتموس سوم بر تایتانیک [آرشيو] - جامعه ماوراالطبیعه ایران   

كه در قرعه كشي شركت مي كنند و اين تابوتو خريداري مي كنند اين تابوت ارزش هنري ... دچار شوك شديدي شده پشتش را ماليدم و به زور يك فنجان قهوه به او خوراندم . ......

گفته های بینندگان-دلا خو کن به تنهايي   

يادمه خيلي كوچيك بودم كه همراه مرحوم پدرم مي رفتم مسجد محله مون. يه سال هم هيئت رفت مشهد و منو هم با ... صورتم را ماليدم به اون بيرق و بوسيدمش و رفتم خونه. ......

دهکده اطلاعات   

همين جور كه داشتم چيزمو مي ماليدم سرمو آوردم بالا ...... واي خداي من .... نا خود آگاه از ( چيز ) م يادم رفت ...... يه خانم زيبا ...محشر ...قيامت . ......

منشورات بعثه   

خاك عبا را به خود مى ‏ماليدند و آن دستمال معطّر را به مقدارى قند ماليدم و به زائرين دادم و يك بسته نقل و نبات را هم با آن دستمال متبرك كردم و بعد از عيد به ......

با اینترنت » Blog Archive » مسلول   

ناله مي پيچد به دامان سكوت مرگ گستر. “ اين منم ! فرزند مسلول تو … مادر ، باز كن در. باز كن در باز كن … ... خون شده از بسكه ماليدم به ديده آستينم ......

Mandegar :: داستان   

مسئله ديگري كه قدري اذيتم مي كرد و مي خواست تقارن اين اتفاق را با خوشبختي ... هاي مخصوص نصب اعلاميه يكي زده بودند، با دو دست چشمهايم را ماليدم ، بعد صورتم را ......

فرهنگ : داستان: سه مادر - News   

گاهي تظاهر مي كردم كه بچه، بچه من است. پاييز و زمستان، او را در لباس هاي كلفت مي پيچيدم و كلاهش را پايين مي كشيدم و برف را به چانه داغش مي ماليدم . ......

gooya news :: politics : جنجال در نيويورك، مسعود بهنود   

اما اين ها تمام در موقعيتى ممكن است كه احترام امامزاده توسط متولى حفظ مى شد كه ... كه پشتش به خاك ماليدم . اما رندى بيش از حد مى گويند جوانمرگى مى آورد. ......

محبان بقیه الله-محله عارف   

حاجتى داشتم كه براى آن بسيار دعا مى كردم در اوقات دعا و روضه مقدسه دائما از ... كنار درياى قديم نجف گريه مى كردم و خود را در خاك و گل مى ماليدم و فرياد مى ......

رهنورد زریاب   

و در اين حال، بي اختيار، دست هاي حنايي ربابه را مي بوسيدم و به چشم هايم مي ماليدم . ربابه بر موهايم دست كشيد. سرم را نوازش داد. بعد، موهايم را بوسيد و لحظه ......

زنانهها: Comment   

چشمامو ماليدم گفتم شايد خواب مي بينم . نه ! درسته پرچم جمهوري اسلامي ست ! از خيرش گدشتم . راستي جريان چيه ؟ 2 Oct 2005, 10:47 ......

پايگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن   

2 ـ فوت شدن در جايي كه مي ‏گويند (اعجزني فلان) يعني آن چيز ازمن فوت شد. ..... اگر قدرت داشتم كسي كه قرائت حمزه مي ‏كند پشتش را بخاك مي ‏ ماليدم .40 قرائات سبعه و ......

New Page 1   

از تو خبر دارد ؟ و تا خنديد ، ترسيدم گفتم كه نه حتماً دوباره خواب مي بينم با پشت دستم چشم هايم را كه ماليدم ديدم كه نه برگشتي و من هم به آرامي ......

1   2   3   next   last