مجتبی جون به عشقت همین الان از خانمم و خواهرم وبابام و عمه م و مهمونمون که فامیلش ابراهیمی هست سوال کردم که فقط بکن کدوم روشن تره ......
من وخواهرم که تا لب مرز سکته رفتیم وبرگشتیم....... (یکیش منم اون یکی هم ..... می دونم از این درس به این آسونی خواهم افتاد وبابام دیه منو نمی ذاره برم ......
سواره ماشین شدیم عاطفه گفت:امروز مامانم و خواهرم میان ساعت 3. گفتم:چشمت روشن،پس سرت شلوغ می شه. گفت:آره،خواهرم خیلی دوست داره ببینتت. ......
اومدیم سمت خونمون که یه پارک جلو خونمونه بعدش مامانم وبابام و به همراه. دامادم و خواهرم شیوا که همشون بعد از ما اومدن و چای گرم زیر برف ......
... قبلا کسی استفاده نميکرد ازش درش بسته بود ولی منو وخواهرم که اومديم رفتيم .... چون دلم ميخواد برای مامانم وبابام يه کاری کنم چون ميدونم مامانم وبابام ۱ ......
تا اینکه پنجشنبه عصرش قرار بود مادرم وبابام برن بهشت آباد سرمزار مادر جون ... یکی از همکارای بابام افطار، من موندمو پسر عمم امین جون و خواهرم ،قرار بود من ......
بعد میومد با من و خواهرم روبوسی میکرد میگفت حلالم کنین.امشب من دیگه میمیرم؟ ... یادم نمیره مامان وبابام اومدن تو راه پله ها و صداتون کردن. ......
چون مامانم وخواهرم وبابام هر سه تاشون سرما خوردند و من توي خونمون نقش پرستار رو دارم.اما يه جورايي شب يلدا رو توي اينترنت گذروندم. ......
امروز مامان وبابام رفتن شيراز ومن الان يك ساعته كه دارم گريه مي كنم. ... واقعا اگه اطرافيان مخصوصا همسرم مامانم و خواهرم گه اينقدر صبر و تحمل نداشتن من الان ......
من وبابام وخواهرم باهم پسرا هم با هم .بابام میشد دروازه بان ما و ما همیشه. میباختیم . نه اینکه بابام بد بازی کنه ها کلن پسرا خیلی جرزنند. ......
شب اول مامانم پیشم موند و خواهرم که خبر زایمان زودهنگام منو دیرهنگام گرفته بود .... من هم شروع کردم به زنگ زدن به مامان وبابام وخواهری و خاله و دختر خاله و ......
پدر و خواهرم هم تو خونه بودن و داشتن حرفهای ما رو گوش می دادن مامانم می گفت ..... ستاره می گفت پس تکلیف من چیه که اینجا تحت فشارروحی قرار گرفتم وبابام داره ......
خوب امروز مامانم وبابام رفتن بیرون وفقط من وخواهرم . خونییم وهی می خوریم وفیلم میبینیم. خوب دیگه من برم بقیه ی فیلمم رو ببینم ......
داستانهای سکسی من و مامانم و خواهرم و بابام · داستانهای سکسی من و مینا · داستانهای سکسی من و پسر داییم · داستانهای سکسی من وبابام · داستانهای سکسی من وخاله ......
منو مامان وبابام سه نفری زندگی می کنیم واغلب هم تنها هستیم فامیلامون یه شهر دیگه .... مادر بی گناه من ( داستان عاطفی حشری ) · داستان هاي من ،مامان و خواهرم ......
