داستان های باور نکردنی: عطیه   

تی شرت سفید خوشگلی تنش کردو بود طوری که بر جستگی سینهاشو بند کرستش کاملا مشخص بود ... و گفت :* از اینجا بخورلیوان و گرفتم از همونجا شربتو تا آخر سر کشیدم . ......

من و پرستو: (قسمت دوم) | پرشین سکس   

ساعت خیلی کند میگذشت رفتم خرید یه استرج سفید گرفتم که به شلوار لیه پاچه گشادم .... با کف دستم سینهاشو لمس میکردم از پائین به بالا خیلی حال میکرد همش میگفت ......