تا خواستم برگردم، اثر سرب داغ رو رو سينه ام احساس كردم ! .... دوباره شروع كردم تو احوالات خودم غرق شدن: نماز اول وقت كه شرط نيست حالا يه نماز خوندن هر غلطي ......
و يا اصلا خودتون سايت نوشي و جوجه هاش ببينيد...اين سايت يك مادر تنهاست كه ..... كلي حال كرديم ولي وقتي بالاخره ايران گل برتري زد... شروع كرديم تشويق و هورا . ......
همراه با هق هق گريه هام شروع كردم به داد و فرياد كردن كه فرهاد به زور آرومم كرد . ... كه مي اومد فهميدم كه داره لباس عوض ميكنه كه بره دنبال كثافت كاري هاش . ......
خب ما هم از آنجايي كه حرف استاد فصل الخطاب همه امور زندگي مان است ، شروع كرديم به نوشتن . فونت خط 10 باشد ، اين مطلبي است كه هم اكنون استاد گرانقدر در حال ......
از گرگ ها همانگار حرف زديم و من برايش تعريف كردم كه گاهي كه گرگ ها خيلي ... ريخته بود جلو سينه اش مثل اينكه فقط چشمهاش را بزك كرده بود كاش لب هاش را لا اقل ......
نمي دونم چم شده هزار تا رژيم شروع كردم كه فقط چند روز گرفتمشون و بعد ول شدن .... يكي از توصيه هاش اين كه تا وقتي گرسنه نشدييد چيزي نخوريد و به محض اين كه ......
زيرپوش چركى پوشيده، موهاى سينه و پشتش از زير لايه نازك روپوش بيرون زده، پوست ..... كار براى كودك را در يك مجله شروع كردم و اولين كارى را كه براى كودك انجام ......
