قلعه تاناتوس   

یه وبلاگی راه انداختم به اسم ماه تاب ، که قراره از این به بعد من و یه عده از رفقای .... مامان و خاله و دايي گريه ميكنن، چون خواهر كوچيكشون رو از دست دادن. ......

خاطـرات سپـیـده   

منو مامان و خاله با دایی هم با هم رفتیم...قاضی منو صدا کرد پیشش...(دخترم...دلت میخواد پیش بابا بمونی یا مامان؟؟؟)یه نگاهی به بابا انداختم...چقدر مغرور بود. ......

جوجو بيرقدار FALLEN امروز اولين سقوط زندگيم رو كردم! صبح تو تخت ...   

ديشب من و مامان و بابا رفتيم خونه شايا اينا سينا و اهورا هم بودن .(عمو نادر و خاله شكيبا هم بودن كه به علت نداشتن بچه از ذكر نامشون خودداری میكنم! ......

کرگدن :: جشن ميلاد تن من   

مامان و خاله و عزيز براى خودشون بريده بودن و دوخته بودن. ... شهرام: كسى منو از دانشگاه اخراج نكرده. من خودم انصراف دادم چون از حقوق بدم مى‏آد. ......

لیلی و مجنون   

وقتی عاقد از من پرسید وکیلم دیگه کسی من و پی گل و گلاب نفرستاد. ... بعدش خانومی به همراه مامان و خاله و شوهر خاله رفتین و منم رفتم خونه. ......

ما چهار نفر - کی گفته من شیطونم؟!   

جمعه هم با مامان و خاله و بچههاش و فائزه رفتيم پارك و من سوار ترن برقي بچهها شدم و مامان كه فكر ميكرد خيلي بزرگ شدم منو تنها سوار كرد اولش فكر كردم ماشينه ......