یعنی مامان و بابا نمی روند سرکار و ما هواپیما سوار می شویم و می رویم یک ... دوست داره که صبح تا شب بره حموم حباب بازی تو حموم جیش میکنه بدون هیچ رودرواسی ......
مامان و بابام رو نمي بينم. اون روز وقتي از ورزش اومدم دويدم تو حموم و اومدم بيرون و پريدم تو آشپزخونه که ناهارم رو که مامانم هر روز با دقت تمام طبق سليقه ......
9- زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ، كر كر ميخنده. ... يادش رفته بوده در حموم رو ببنده و همه فرش و كف خونه خيس شده. (بيخيال... مامان خشك ميكنه) ......
آيه جونم ديروز من و بابايي شما رو برديم حموم تو حموم چشماي خوشگلت از تعجب قلمبه شده بود......... ماماني فداي اون چشماي قلمبت بشم كه اينقدر نازه ......
با مامان و بابا سلام علیک سریعی کردم و رفتم تو اتاقم . .... برای زمانی که منو با خودش برد حموم .. توی حموم تمام بدنمو با دستای خودش شست . ......
مامان و بابای عاشق نیکان - نیکان مخولی مینویسد - ... خلاصه داشتم از شیطونیهام میگفتم تا چشم مامانم و دور میبینم میرم تو حموم آخه من عاشق آب بازیم دیگه مامی ......
لاي لاي لالاي لاي) مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه. ۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و ... ۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده . ......
