جوجو بيرقدار آی جوجو كجا كجا !با ما مهمونی نيا! من خيلی آقا شدم دو ...   

عمه جون بزرگه پول دادن و عمه جون كوچيكه سكه. يه عيدی ديگه هم دارم كه قراره خاله آزی بهم بده ولی يادش رفته بود بياره. از اونجا هم رفتيم خونه مامان بزرگ مامان ......

افاضات مامان بانو و بابا جون جوني   

حالا منتظریم ببینیم مازیار و خاله سولماز کی میان اینجا که با هم بریم بیرون و حسابی بازی کنیم. جمعه آخر هم عمه مصی٬ اومد پیشمون و برای اوستا از اون کفشهایی ......

خاطرات بزرگ شدن من   

مامانم با دخترعموشم حرف زد. بعد زندایی زهرا و دایی رضا زنگ زدن و تبریک گفتن. بعد هم مامان جون و بابابزرگ. بعد هم خاله طاهره، دختر عموی مامان ، دختر عمه اش و ......

رادیو زمانه | خارج از سیاست | روز و شب نوشتههای میس زالزالک ...   

هر کی بهم میرسید، از عمو و عمه و دایی و خاله گرفته تا دوست بابا و مامان ، بعد از کشیدن لپم(آخ که چقدر دردم میومد) و ماچهای آبدار( که چقدر از خیسیش چندشم ......

خاطرات شايان   

ماهان دردونه من مامان جون اومد و سيسموني قشنگت رو خريديم كلي جي جي هاي ناز داري ... منتظرم و كاسه صبرم داره لبريز ميشه عكساي سونوي شما رو واسه عمه و خاله ها ......

where the truth lies   

يه عالمه دوستای قديمی که بيشترشون دوستای مشترک مامان و عمه م بودن، اکثرشونم ... از معدود محافل زنونه ايه که هيچ اثری از حرف و حديثای خاله زنکی و خاله بازی ......

پرپرجان   

بالاخره مامان جان و خاله جان دیروز صبح از مشهد آمدند و دل ما را شاد کردند ... اینکه مامان جان و خاله جان مشهد بودند ولی دیشب عمه زهرا و عمه الهه و عمه زهره ......

علیرضا: July 2004   

خوابگاهی که مامان و بابا 6 سال توش زندگی کرده بودن، واحد 84. ... عمه و خاله و همه خلاصه ! بالاخره همه بعد از 7 سال داشتن خاله و دایی و عمه و عمو و ... میشدن ......

شاهدونه كوچولوي ما   

ن : عمه جونيها عمه فرانك و عمه شيما و خاله جونيها خاله آيلي و خاله مانلي. ... ولی امشب مامان و شاهدونه خیلی به فکر جان خاله هستند آخه میدونین فردا روز دفاع ......

افندوک نامه های قزن قلفی   

در مقابل خاله هام و بیشتر از اونا مامانم . .... میگفت اینو عمو الف ام برام خریده و منو فلانشونم حساب نکردن که یه بار به بچه یادآوری بکنن : عمو الف و عمه ! ......

با اجازه ي دو قلوها ! - ماماني و دوقلوهاش   

از همه ي خاله ها و عمه ها و داييها و عموها و پدربزرگا و مادر بزرگاي دوقلوهامون ممنونم که همش به ... يه تماس با " ماماني " و ... بعله! اشکال از فرستنده بود! ......

mouood.org - مهموني كه نيامد   

خيلي دوست داشتم هميشه جمعه باشه و با بچههاي خاله و عمه تو باغچه خالهبازي كنيم، هميشه من ميشدم مامان و بازي ميكرديم. سر ظهر كه ميشد اداي نماز خوندن رو در ......

سیبیل طلا: December 2004   

این کارم هم ناشی از عصبانيت رفراندومی و خاله زنکيهای مربوطه است. ..... آشپزی عمه ام خيلی بد بود. شوهرش دکتر بود و عمه ام هيچی روغن به غذا نميزد. ......