وقتی مامان وارد مطب شد با تعجب دید بچه ای که یک ساعته دیاسپام خورده داره ... البته اون روز امیرمهدی زیر دست دکتر خوابش برد و تا ساعت ۵ بعد از ظهر هم خوابید . ......
بچه هم اون شب بیرون پیش مامانم خوابید و مامانم فقط موقع شیر دادن میاوردش پیش من. تا ظهرهم این درد رو داشتم ولی یه دفعه ول کرد و خوب شد. ......
فندق از خوشحالی بودن با بابا بزرگ و مامان بزرگش، بیخودی جیغ می کشید!!!. شبها پیش مامانم می خوابید و به من محل نمی داد. امروز صبح هم که بیدار شد و دید که ......
اینجا از همه جا بهتره. راحت می شه خوابید !! اینجا از همه جا بهتره. راحت می شه خوابید !! هر کاری می کنید فقط یه وقت این تو نیاید. یه وقت مامانتون مثل مامان ......
از ساعت ۱۱:۳۰ هم خوابید تا ساعت ۳:۱۵ .. ما که داشتیم ضعف میکردیم از گشنگی .. ۲:۳۰ ناهارمونو خوردیم .. بعده ناهار بازم مامانم خوابید تا ۶ عصر . ......
حالا یه بار دیگه قرمز_قرمز شده و مامان هی میره بالای سرش و منم هرچی که سعی می ... اعتماد مچاله شده ام با من بود و در تمام این همیشه ها با من می خوابید بیدار ......
راستی یه راه حل پیدا کردم چون مامانم فردا داره میره و ماه رمضان که ... سرش و گداشت روی شونه ام و خوابید الهی من براش بمیرم رفتم گذاشتمش خونه و برگشتم سرکار ......
که مامانم می خوابید من اونو آب می کردم و با پسرای کوچه میومدیم آب بازی البته بی صدا و تا مامانم بیدار بشه آبه حوضو خالی می کردیم.. اون روزم از اون روزا بود. ......
این راه در موارد بسیار معدودی جواب میده اما شیوه پسرونهاش اینه تا مامان خوابید بلند داد بزنین که جیش یا پیپی دارم! (گلاب به روی همهتون) و اگه افاقه نکرد ......
... نیست که این آقای کروبی یک ساعت خوابید ، رای احمدی نژاد دو میلیون تا رفت بالا. ... همه مامان های رئیس جمهور یکی است که ما دوست نداریم رئیس جمهور باشد، ولی ......
بعدشم که اومدیم توو خوونه ؛ مامان بزرگم خوابید ؛ این آقاجونم هم از اون موقع که مامان جونم خوابید تا وقتی بیدار بشه ؛نیشست بالا سرش و چشم ازش بر نداشت و همین ......
بابا اون شبا کنار تلفن می خوابید . اون روز هم اشکش رو دیدم بعد از صحبت با مامان ... www.dreamlandblog.com/2005/12 فريدون سه پسر داشت: قسمت هفتم"فريدون سه . ......
مامان بزرگم رفت تو رختخواب. مامانم رفت کنارش خوابید . آهنگ گذاشتیم. من کلی برای مامان بزرگم رقصیدم. همه چیز رو کامل به خاطر میارم. جزء به جزء ، لحظه به لحظه. ......
امسال میشه گفت اولین عیدیه که بعد ازدواجم٬ ایران پیش مامان اینا نخواهم بود. ... فردا صبح با برادربزرگترم و مامانم برن آجیل عید رو بخرن ٬ رفت و خوابید . ......
دیشب پیش مامان بزرگم خوابید . صبح پاشده اومده رو تخت من خودشو تو بغلم گم میکنه... میدونم که دلش تنگ شده. دیروز ساعت شش صبح پاشده میاد تو بغل میگه: آجی خواب ......
