مامان خوابیده رو کاناپه ، منم پشت میز نشستم .یه مدلیه که پشتش به منه ! بهش میگم با مامان بزرگ حرف زدی چی گفت؟میگه هیچی احوال پرسی کرد و آه و ناله ! ......
مامان مامان ! اینجا یه مرد خوابیده / ... مامان ! شاید مُرده ! » / ممکن بود از همان جایی که خوابیده بودم / حرکت کرده باشم / ... باید مُرد و منتظر ماند . ......
پرواز من که کلی تاخیر داشت به جای ساعت ۷ شب ساعت ۱:۳۰ رسیدم ولی آرش خیلی آقا بوده و عالی خوابیده . تلفنی که باهاش صحبت میکردم گفت: مامان دوبار بخوابم٬ بلند ......
بغلش کردم بردمش پیش مامان . مامان روی تخت خوابیده بود و شصتش تا نیمه در دهانش بود و عروسکش ... مامان خوابیده بود کنار پدر و هردو جایشان را خیس کرده بودند. ......
خداوندا پس کجا خوابیده آن ناجی که ما را قول امید داده بودی امید در انتظارش یاٌس را می نوشد و خداوندا از تو می پرسم کی می شود دیگر از تو نپرسم ......
حتی به كودكان زیر ۵ سال توصیه می شود اولیا بگویند « مامان نمی میرد»، «بابا نمی میرد». ... پس نگویید كه «پدربزرگ خوابیده است» یا «به یك جای دوررفته است». ......
مامان خوابیده ،بابا خوابیده ،دوستای نازم خوابن،صندلی خوابه،میز خوابه،کتابا خوابن و خدا هم شاید خواب باشه.فقط منم که بیدارم و خواب شده آرزوی دوری که دیر به ......
الان آرتین خوشگلم پیش مامان خوابیده . البته فکر میکنم سر مامان کلاه گذاشته باشد و مامان زودتر خوابیده باشد . به هر حال من الان فرصت قلم فرسایی پیدا کردم. ......
مامان خوابیده و این اتفاق تازه ای نیست،تو هم بهتر است بخوابی و دست از سر تلفن بر داری چون هر چه اصرار کنی جواب نخواهم داد، برای تلافی نسخه ی دست نویس را می ......
کنار مامان ایستاده است و لبخند بر لب دارد .پشت عکس نوشته شده 30 مرداد 1356 در عکس بعدی مامان با رنگ و روی پریده و چشممان گود افتاده روی تخت خوابیده و ......
2- مامان بچه خونه نیست . صبر می کنید اول مامان خونه برسه. اول اونو ماچ می کنید بعد بچه رو . 3- مامان خوابیده و بچه بیداره. باز مامان بچه رو 4- همه موارد فوق ......
بابا حمید توی اتاق خوابیده بود و من توی اتاق داشتم تلاش می کردم که تو رو بخوابونم که یه دفعه گفتی ... شهرزاد مامان حسی | Homepage | 10.14.07 - 8:25 pm | # ......
از دیروز تا حالا که برادرم رفته، هر بار مامانم خوابیده و بیدار شده سراغش رو گرفته.هر بار یادش میره که برادرم دیگه رفته.هر بار بهش می گیم دوباره گریه می کنه. ......
جلوی بابا، روی زمین ؛ مامان خوابیده ..صورتش بازه..توی دهنش پنبه گذاشتن.. کنار موهای قهوه ایش پنبه است..روی پیشونیش یه پودر سفیده..نه ..نه .. این مامان منه! ......
همان طور که خوابیده بودم، چشمم افتاد به آن تخت کوچولویی که بابا تازه خریده بود. من اول فکر کرده بودم مال من است اما نمی دانستم چرا این قدر کوچک است. مامانم ......
