تخت خیلی عرضش کم بود من به ور شلوارمو در اووردم صاف رفتم سر کسش . کیرمو گذاشتم توش شاید در عمل حالی نداشت ولی این فکر که کیرم داخل یه کس رفته و همینطور یه ......
که تو این لحظه بابا بزرگ اومد تو اطاق و با کیر راست کرده گفت خفه شو بابا. ... فهمیدم که بر خلاف انتظار مامان که انتظار داشت کیرش رو تو کسش بکنه تو کونش کرده ......
... خونمون با مامانم رابطه ی خوبی داره زن راحتیه اما شوهر سختگیری داره مامان من .... داغ شوده بودم احساس می کردم که الانه که کیرم شلوارمو جر بده رفتم جلو تر ......
من خیلی میترسیدم چون مهسا قبلا هم مسایل دیگه ایی رو به مامان یا بابام گفته ... و از همه با حال ترش موقعی بود که یکی کرده بود تو کسش و یکی تو کونش و یکی هم ......
منم با دستم پستوناش رو میمالیدم و کیرم رو تو کسش عقب جلو می کردم ... اونموقع مامانم يك دوست اهوازي داشت كه يك دختر سفيد با چشماي روشن و موهاي مشكي و خيلي ......
به خودم اومدم دیدم مامان الناز رو سرم واساده به صورتم آب میزنه با نگرانی گفت .... عقب اومد جلو خودش رو تنظیم کرد نشست روش دوباره کیرم تا ته رفت تو کسش یه ......
... بهش نگفته بودم که بهم زدم مامانم از پائین گفت:امیر من رفتم نون بگیرم. ... بی حس کندش اوردم و زدم سره کیرم و گذاشتم دم کسش و شروع کردم به مالوندن سر کیرم ......
