خاطرات من   

نگه کردم به چشمان پر ز رازش دلم در سینه بی تابانه لرزید .... نهار خوردم پريدم تو حموم كه يه دفه ديدم صداي شيپور صور اسرافيل داره مياد فكر كردم امام زمان ......

شهر خاموش   

ميدونيد بچه ها من مامانمو اندازه قطره هاي بارون دوست دارم .... از حموم بیرون اومد و گفت حالا بهتر شد ولی مامان با عصبانیت گفت دیگه عروسی نمیریم . ......

Jadoogaran® - جام جهانی کوییدیچ [Forum - زمین بازی کوییدیچ]   

گزارشگر : من مامانمو ميخوام اينا خيلي هيجاني کار ميکنن ! ..... وقتی میبینه رختکن خالیه برای پیدا کردن بچه ها شروع میکنه به گشتن توی رختکن. ......

گوشه گیر   

همش من با اعتماد به نفس کامل با خودم فکر می کردن من حتمآ از خدا می خوام که مامانمو با من بفرسته بهشت...اگه هنوز هم اون حرف ها رو باور داشتم به این نتیجه می ......

فضایی برای گفتگو درباره ی انسان و پيرامونش!   

بچه ها نفس هاشون رو توی سینه ها حبس کردند . صدایی از بیرون اومد : « بریم تو ... » و بعد صدای افتادن چوب پشت در اصلی حمام و ناله ی کش دار لولاهای در . ......

ویروس - لیست وبلاگ ها   

حس کردم قلبم ریخته کف سینه ام . داد زدم . - آیییییییییییییییییییی . ... یاد باباش نمیفته ولی به هرحال من توی اون موقعیت فشار آلود شدیدا مامانمو می خواستم . ......

نظرات شما : نظرات در خصوص ستون نگاه را به آدرس زير بفرستيد ...   

نگاه همیشه برای دیدن نیست , گاهی برای تفکر است و کاویدن سینه خیال و در امتداد زمان و مکان پرواز کردن ,وقتی که به نقطه ای خیره میشوی تا تفکرت را تمرکز دهی یا ......

JustSomeOne   

بعدش یه آقا پلیسه منو برد کلانتری. مامان و بابا دو ساعت دمبالم گشتن تا پیدام کردن . وقتی پیدا شدیدم مامانم داشت گریه می کردید. بابام هم مامانمو دعوا می کرد ......

تجربه های مامان آرتا   

بعد که دکتر بیهوشی اومد و آمپول رو از کمرم زد و من دراز کشیدم و یه پرده روی سینه ام کشیدند دکتر صمیمی فر شروع کرد به صحبت کردن با من! ......

من و همسرم عاشقانه هم را دوست داریم.   

تا چشم باز کردم گفم مامانمو چکار کردی؟ اونم خندید و گفت رفته برات داداشی بیاره. .... باشو و دامن رو تا روی سینه دادم بالا و پایین رو هم ول کردم به امان خدا. ......

jooti's Blog بلاگ جوتی   

اینجور دوش گرفتن، نامش حمام کردن نیست. به آن گربهشور میگویند. .... اولی سرطان سینه و دومی سرطان کبد. خانم دکتر که دکترای فیزیک پزشکی داشت، گفت سرطان کبد دو ......

بهانه های ساده خوشبختی   

داشتم یکی از کتابامو نگاه می کردم ،مطالب خوبی داره ، بعضی هاشو می نویسم شاید به درد .... و می گه به نظر من زیباترین قیافه رو وقتی داره که از حمام می یاد . ......

گُل فروشی عباس آقا و شمسی خانوم   

اگه بابام مامانمو نمی دید حتما با یکی از اون دوست دخترای زشت و بی کلاسش ..... و می گه که چرا بقیه حموم نمی رن یا به شدت آنتن های خبریش هواست و دم از کنجکاو ......

مونی   

علی جونم بعد از تمیز کردن حموم دوش گرفت و این همان شد که دوتایی بیهوش خوابیدیم .... این بار با خیال راحت خونه مامان علی جونم بودم چون این بار نیز مامانمو در ......

اگه قرار باشه فردا عمرت تموم بشه .... [آرشيو] - تالار های نیک صالحی   

می شناسم مرگ را بی وحشت اما قلب من می تپد در سینه چون از عشق سرشارم هنوز .... من امروز به تو احتیاج دارم تا صبح فقط مامانمو ماچ می کردم ......

1   2   next   last