SeXy StOrY N(10) ماجرای عروسی. (( قبل از شروع این خاطره شیرین بگم که این .... کیرمو آروم گذاشتم در کونش و با دستم و کمرم یه کمی هل دادم توش و یک آخی گفت که ......
دو ماه بعد در کمال ناباوری مامان و بابا از هم جدا شدند و من دومین ضربه ..... خوشتیپ واقعا آدم از خود متشکری بود و راه میرفت به کونش میگفت دنبالم نیا پیف پیف ......
حالا تازه این کسر کوچیک رو به توان دو برسون و احتمال 9% شغل بودن مامان خودم ام .... از ماجرای مفتضح کردن جناب حداد عادل توسط روسای پارلمانها که بگذریم، نکته ......
خب حالا بگو ببینم این ماجرای جذاب چی هست حالا؟ -آهان، خوب گوشاتو باز کن. ..... به مامان زنگ بزنم؟ مامان از حالت صدام میفهمه چیزی شده.مثل همیشه.اونوقت چی بگم؟ ......
من هم چون دیگه داشتم به ماجرای موجود پی میبردم با تمام وجود پاسخ میدادم. .... ولی جذابتر چاک زیبای کونش بود. نزدیکش شدم . بهم گفت : اینجوری خبرش میکنیم. ......
ماجرای دوشنبه هارو برای سارا تعریف کردم. سارا گفت :« اینجا کسی توی زندگی مردم تجسس نمی کنه! » .... خوش به حال حاج اکبر نه بابا و مامان داره و نه عمه صغرا. ......
یه ماجرای جالب در مورد عسل خانوم و خواهرشون ملوس که اون هم به زودی مامان میشن ..... خلاصه از اینکه کون سوزش کردم و بهش تلفن نکردم و کونش سوخته کلی حال کردم ......
خلاصه ماجرای زندگی من تو این چند سال کوتاه به آخر رسید. .... منم سفت بغلش کردم لباشو خوردم لیسش زدم بغلش کردم بردمش تو نخت مامان باباش انداختمش رو تخت شروع ......
ميزنه زيره گريه ميگه نه مامان من خاله رو بوس نمي كنم! ... ترکه می خواسته دور کمرشو اندازه بگیره ، خط کش می کنه تو کونش ضربدر 3/14 می کنه. ......
مجبورم صادق باشم و بهت بگم که من بعد از ماجرای دوچرخه که با حیله کثیفی به ... به دختر های زیادی گفتم که این شراگیم بی ریخته کونش گنده است و تازه دماغش از ......
