ماجرای وحشتناک من و چیزه آهنیهِ بزرگ ! یکشنبه 21 بهمن1386 « ... از شانسِ خوبِ من ، تلفن زنگ زد و خالم بود که با مامانم کار داشت و تلفناشون معمولا 45 دقیقه ......
... من خدا بیامرز مادر بزرگمو خیلی دوست داشتم یه بار خالم ازم پر سید مامانی رو ... خودمم نمیدونم چرا نوشتمشون شما بگیرید بخاطر عذاب وجدان و این تمام ماجرای ......
تاریخ: شنبه 31 شهریور 1386 - 03:59 عنوان: ماجرای sms به دختر خالم ... وقت استراحت ناهار که شد sms تبریکی برای دختر خالم نوشتم که این بقول پدربزرگم اسوپس ......
یه ماجرای واقعی. سلام دوست هاي عزيزم مي خوام براتون يه داستان تلخ ولي حقيقي رو تعريف كنم. يه روز رفته بوديم خونه خالم كه يه دختري رو تو محله خالمينا با دختر ......
ماجرای جمعه ی گذشته رو میگم ... خونه ی بابابزرگم اینا بودیم یکی از بهترین مکان های ... خالم میگفت صدای بدی داده و پکیده خدایا شکرت اینجا هم نجاتشون دادی ! ......
و بالاخره خالم اینا کامپیوتر خریدند. کامپیوتر که چه عرض کنم، ماشین حساب ناسا رو ..... فهمیدم ماجرای شب نشینی های منو عفت کچل لو رفته، پس گفتم: انا لله و انا ......
شاید آنها هرگز نفهمند که پشت ماجرای جداسازی چه رویدادهای شرم آوری پنهان بوده است. ..... خالم کمونیست بود و یادمه که تعریف می کردن که سر انقلاب من رو که از ......
پسر خالم بود . نمی دونم کی این گاگولو راش داده بود تو . ... خلاصه این بود از ماجرای دوجهانگرد فرانسوی . خدا به خیر بگذرونه فردا رو که اگه این صاب خونه بفهمه ......
ساعت يك صبح دوشنبه زنگ خونه مامان نيره(مامان بزرگم) و خالم (با هم زندگي مي كنن آخه) به صدا .... اگه می خوای ماجرای مسافر كوچولو و روباه رو بشنوی اين كليك كن! ......
خب اینم از ماجرای نامزدی و اینا... ۳-ماشین . ... عقد میکنن که به هم محرم بشن تا اخرای شهریور که داداش دوماد همین پسر خالم که اسمشم تو لینکام هست از کانادا ......
اون یکی خالم گفت آخه شکوفه به زور اومد... واسه همین می گه تقصیر اونه . ... هنوز درگیر ماجرای آسانسوره ... باز همه شون بهم خندیدن ... هرهرهر . ......
خاطرات سکسی جالبترین و باحالترین خاطره و ماجرای سکسیتون رو ... عکس داستان خاطره و . ... داستان من و خالم ... 4 جستجو : خاطره ... میتراوسارا ......
ماجرای وحشتناک من و چیزه آهنیهِ بزرگ ! .... معصومه خانم ( همسایه 2 میلان پایین تر از ما و 20 ساله ) داشت به خالم راپورت میداد که :(( دیدی چی شده فاطی جون؟ ......
(یاد ماجرای روزی که یکی از دوستهایم ... سر کلاس خر شده بود و علی سینا سوارش شده ... واین عکس را هم پروین جون دوست خاله نسیم از من گرفت تا به خالم نشان بدهد. ......
چند روز پیش خالم زنگ زده با بغض و ناراحتی می گه: __ مامانت هست؟ ... یکی از همسایه هامون چند وقت پیش یه ماجرای جالب از خانم رحیمی داشت تعریف می کرد. ......
