داشت هنوزم برّه ها شو می لیسید وقتی رسید قلبی هنوز تپش داشت اما اونم چشمه ای بود که خشکید وقتی رسید آهو هنوز نفس داشت داشت هنوزم برّه ها شو می لیسید ......
من برایش حرف می زدم و او دستهای مرا می لیسید و از شیرش به من می داد. تا مرا جلوی چشمش نمی دید، نمی گذاشت کسی بدوشدش. از کوچکی در خانه ی ما بود. ......
چینی افغانی که توسط آقا سگه بوسیده شد چون سگه رو دو تا پاش بلند شد و صورتش را لیسید !! استاد گرامی پذیرایی بسیار گرمی را با بشقاب انواع پنیر و سبزیجات و نان ......
و زردی روز را بر پنجه می لیسید . ماه را دوباره روشن كن. ترانه ي تاريك. پس باد. ترانه ي تاريك زمين بود. كه بر گوش زمين شني. مي خواند . و برخاك زرد. خط مي نوشت ......
و کاش آنکه استخوان هایم را می لیسید . شعرهایم را از بر نبود ... زنبورها را مجبور کرده ایم. از گل های سمی عسل بیاورند. و گنجشکی که سال ها. بر سیم برق نشسته ......
... روی زمین جنگ قرار گرفت و براثر جراحات فراوان خون از بدن او جاری گردید، اسب آن حضرت که بدنش نیز تیر خورده بود بدن مطهر امام را با زبانش لیسید وقتی ا حساس ......
گونه هایش را لیسید و طعم شیرین هوس را در کنج لبانش نشاند. .................. ادامه. تا آخرین. تا کنارههای آبی آب برای بودنی سبز رفتهام تا قلههای برفاندود ......
و زردی روز را بر پنجه می لیسید -----------. شعرهااز نازنين نظام شهيدي 1*:آخرین گفتگوی نازنين نظام شهيدي،با سابر محمدی،روزنامه ایران. عفت ماهباز استکهلم. ......
داشت هنوزم بره هاشو می لیسید وقتی رسید قلبی هنوز تپش داشت اما اونم چشمه ای بود که خشکید وقتی رسید آهو هنوز نفس داشت داشت هنوزم بره هاشو می لیسید ......
یوسف پشتون تفاش را پس لیسید ! او فهیم را اعدام خواهد کرد یا فهیم او را؟ وزیر انکشاف شهری یوسف پشتون گفته: «در این مملکت مافیای زمین موجود است و در این مافیا ......
... کشی بود که شبها در نبود کوروش کوسه آتوسا را می لیسید و وروزها آناهیتارا از کو ن می کرد (چه کونه سفیدی هم داشته من خودم نکردم و لی می گن) آزیتا هم به همه ......
موش لب هایش را لیسید و با خود گفت :« کاش یک غذای حسابی باشد .» اما همین که بسته را باز کردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه یک تله موش ......
لیسید ... و خورد ... (صدای هلهلهی حضار) ... Comment (2) ~ 1:49 AM. Fri 08 Jul 2005. میخوام دامنتو لکهدار کنم ... Comment (5) ~ 9:37 PM. Thu 07 Jul 2005 ......
وای مستانه، دیوانه وار خواهم لیسید !خواهم خورد. خواهم بوسید. درازش می کنم و مانند مار به او خواهم پیچید. طوری که انگار یکی شویم. غرق بوسه اش می کنم. ......
زن قلاده خودش را می لیسید . لک لک آشیانه نداشت. و مرد برای دلتنگی اش علف می بافت. سلام بابایی بیدارت کردم؟ ... یا لب به زنی که قلاده اش را می لیسید ؟ ......
