بازم ممنون از همه :D @Jabiz :وای نگین دلم خواست. بله خیلی خوشمزه س حتما یه بار امتحان کنین :) ! @ D ;) : بستنیشا تو خونه خوردیم :D درشم لیسیدم :)) :))) ......
دنبال مزه پاش بودم بنابر این دوباره همون مسیر رو با زبونم لیسیدم . ... شاید بیش از 30مرتبه ساق پاشو لیسیدم . باور کنید هرچقدر می لیسیدم طعمش شدیدتر و شورتر می ......
... رقصی با ریتم عید و اشک /ابرها مه دار و کولاک های الکتریکی شما ، / تندبادهای سرکشی در راه و روش من بودند / من نمک را لیسیدم ، این جگر سوز و این شیرینی را ......
من سیب گاز زده ی دیگری را لیسیدم و قل دادم روی اسفالت کوچه. میخندی؟ کابوس دیشب ات را به من بده تا خواب های ندیده ام را برات لالایی بخوانم. میوه میخوری؟ ......
درباره وبلاگ. اینجا عشقم را دیدم در میان خون انگشتانم را به خونش در آغشتم و لیسیدم چرا که خون خودم بود. نوشته های پیشین ......
درجوابش فقط دور دهانم را لیسیدم و چرخیدم تا پشتم به طرفش باشد. بعد از آن حرف ها او چوب دستی اش را برداشت و چنان بی رحمانه به جان من افتاد که صبرم را از دست ......
و امواج خروشانش... ماده کفتار. برایم خبر از تو داشت . از همخوابگی پارسال و. نوزاد مرده ی امسال تان. من. خاموش ماندم و. زخم های کهنه اش را لیسیدم . ......
می خوای برگرد صفحه قبل جمال زیباش و در کنار حمید ۶۲۵۲ اگه اشتباه نکنم میبینی خوردم نه لیسیدم . ali_456. مشاهده مشخصات عمومي · يافتن گفتگوهاي بيشتر از ali_456 ......
رو لیسیدم می رم تا ناخن پاهات همینجوری می لیسم و می یام سراغ ... نازت بای. نوشته شده توسط فائقه در ساعت 10:41 | لینک |. شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ......
تو کس مامان + داستان + لیسیدم : تاب تاب - داستان سکس زن عمو, داستان - همسایه خوش سینه, خدایا ، حس هر خوبی نشانگر توست !, Tribal ٌWars بازی آنلاین جنگهای ......
لکهء نور آفتاب را بالای بازویم لیسیدم و بالای چاپ پای های ترم به چینتک بازی پرداختم. از سبزه بروت، از گل های قاصد ریش و از آشیانهء پرنده موی ساختگی ساختم. ......
اگر به انتهای این خطوط موازی برسی میبینی که من اونجا ایستادم و کیک یکسالگی وبلاگم را تا ته خوردم و ظرفش را هم لیسیدم چون من هم وبلاگم یکساله شد و طبق معمول ......
از این فکر سرخوش بودم ! به ناگاه قطرهیی عسل را بر لبانم به خاطر آوردم وَ شیرینیاَش را لیسیدم ! نزار قبانی. saber : ساعت 13:15 روز پنجشنبه، 13 دى، 1386 ......
تا این که « شبی که شراب زیاد خورده بودم و مست بودم، مستی مراواداشت که شاگرد آشپز خود را که کاکا سیاه بود، آوردم ماست به تمام بدن او مالیده، با زبان لیسیدم . ......
وقتی که زخمهایش را می لیسیدم . نایاب ترین شراب ها. خوشبختی بود. و دهان من. پیداترین ِ پیاله ها. بر گرفته از دفتر « زنجموره های مخدوش» ......
