داستان های سکسی - خاطرات نادر ( قسمت سوم )   

با اين حرفا و بوسيدن شکم و ليسيدن ناف کم کم به سمت پائين رفتم با هربار نزديک شدن من اون بيشتر پاهاي خودش رو به هم مي ماليد و حالا ديگه از آه گفتن به داد ......

Iran Newspaper   

او به آرامى به سمت اربابش رفت، آن سگ به سختى راه مى رفت. پاهاى عقبى اش غير عادى حركت مى كردند و دمش روى زمين كشيده مى شد. او شروع به ليسيدن دست فرگوسن نمود. ......

عکس---جک---داستان---- sms - دانلود   

پي تجاوز وحشيانه 6 افغاني به يك دختر جوان ايراني و بي توجهي مسئولين . .... زبوني كه به كسي نگه دوست دارم فقط به درد ليسيدن بستني قيفي مي خوره ......

به نام اهورامزدا خدای دادگر   

از دم گاو خوشه غلات ظاهر شده و سگي به سوي زخم گاو جهيده در حال ليسيدن خون است. ... مشعلي در دست دارند و پاهاي خود را چليپاوار روي هم انداختهاند، ايستادهاند. ......

راهنماي مسايل جنسي براي خانم ها   

نامزدم مشغول ليسيدن واژنم بود، خودم را منقبض مي كردم ... با بين پاهاي من انجام دهي و خارق العاده خواهد بود اگر تو همزمان با انگشتانت مرا نوازش كني ......