آتش عشق و نفرت
... کرد به ليسيدن سينه و شکمم تا رسيد با نافم. ..... سر ظهر بود و مامانم خواب بود که تلفن زنگ ......
توضيح در مورد وبلاگتون
مامان و بابا كه ديدن هوا گرم شده و يك مسافرت حسابي به طرف شمال جون ميده ... رو مي كردم شروع به ليسيدن گردنش كردم گرماي لطيفي داشت ولذتو تو نگاش مي ديدم ......
عکس از من چشم از خدا دقت از دوربين نگاه از تو
كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟ - كتايون - كيه كه مامان دوستش داره ؟ - كتايون ... سينه خيز و ليسيدن صحن كليسا براي رسيدن به تابوت ......
مهر ِ ناب
مامان و بابا كه ديدن هوا گرم شده و يك ... رو مي كردم شروع به ليسيدن گردنش كردم گرماي ......
عشق تنها
« تو خجالت بكش مامان و بابات پائين نشستن و تو ... بوده از سينه مامان جونش شير نخورده وقتي ......
آرمان
آرمان - شازده كوچولوي مامان و بابا. ... پاي مامان و پشتشو مي چسبونه به سينه مامان و كتابو ......