عمرا اگه لنگه این وبلاگ رو پیدا کنی - تو رو خدا متن زیر رو بخونید   

لباشو غنچه می کرد. دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند . من نگاش می کردم . ... لباشو میذاشت رو بازوم و می مکید. جاش که قرمز می شد می گفت : ......

Yahoo! 360° - snowy's Profile   

یه مترسک شکسته عمریه لباشو بسته، شده همدست کلاغا ،شاهد غارت باغا . میبینه اما نمی خواد کلاغا تنهاش بذارن.ببرن هرچی که می خوان ،هر کیو میخوان بیارن. ......

داستان های کوتاه اعضای هم میهن - صفحه 3 - تالارهای بحث و گفتگوی هم ...   

گرمي لباشو حس کردم؟!!... ساعت ۳۰/۶... ۶ ساعتي هست که پيش هم هستيم. ... لباشو نزديک صورتم حس مي کنم...به سختي جلوي گريه ي خودمو ميگيرم...نگاهي به ......

عشق تنها   

خر نشو سپس لباشو چسبوند به صورتم ، من با دست ديگم يه سيلي محكم به گوشش زدم و داد زدم : برو گمشو كثافت به تندي يه چاقو از تو ظرف ها برداشت و گرفت به گلوم و ......

آهنگ بهش بگو کورس آلبوم پرواز (اندی و کوروس)   

تو که میدونی چقدر میخوام لباشو تو که میدونی دلم کرده هواشو تو که میدونی چقدر میخوام لباشو کی میاد دوباره خونه . دل براش قصه بخونه جای خالیش نمیذاره . ......

مجلهی طنز زابغر: نیشگون   

... کردم، "اه بابا تو چه بیحالی، ولی همچین سانفرانسیسکویی ببرمت که تا آخر عمرت یادت بمونه" لباشو گذاشت رو لبام، چشمام به چشمای روشنش افتاد، چقدر دوست داشتنی ......

مردی که می خندد   

لباشو با زبون می لیسه.با وحشت نگاش می کنم.دندونای نیشش بزرگ میشن و از روی لب ... برای اولین بار لباشو بوسیدم.دیگه نمی خندیدیم.چشماش رو بست و وقتی دوباره ......

New Page 1   

نگاهی بهم کرد و لباشو ورچيد وگفت: «برو گم شو!» آهسته دور شدم، حال بدی داشتم، هيچ وقت دلم نمیخواست اسماعيل آقا ازم برنجه اما بد موقعی پيله کرده بود و بدجوری ......

عـــــــــــا دی   

هر چند لحظه یه بار نیششو باز می کرد و در حالی که سعی می کرد لباشو مثل اونایی ... پیرمرد قصه ی ما بازم لباشو همون جوری کرد ( مثل گفتن سیب ) اما مسیح متوجه شد ......

passerby 15196 آمار Entourage naghmeh saghi_f forough mahak ...   

لباشو غنچه کرد ! (دختره باورکنيد قند تو دلش نبات مي شد از اون بالا ) من رو هم که ... چشم بستن اين پسره همانو لباشو غنچه کردن همانو به طرف دختر گرفتن همانو! ......

باشو في صومعته مع أزيز الهايكو ترجمة: هاشم شفيق (شاعر عراقي يقيم ...   

وبهذا كان لباشو دور في القضاء على التصنع والحذلقة الشعريتين ليسمى أهم شاعر في جيله وعصره حينذاك. ان روائعه الشعرية، تعكس حياته التي قضاها في الأسفار، مما ......

malikholiayi   

لباشو میخوره...این ورق حتما بی بی دل...حتما... با موهاش بازی میکنه...طاقتم تموم میشه...همه ی ورقای تو دستمو میندازم بالا...میرم تو بغلش. ......

آوات و هيوا   

لباشو ور میچينه، يعنی اينکه يه غريبه رو ديده. لباشو ور میچينه، يعنی اينکه کاری کردی که ناراحتش کردي. لباشو ور میچينه، يعنی اينکه از وضعيتی که داره ناراحته. ......

Zoom Out   

راست گذاشت و لباشو بوسيد و منو روي زانوي چپ گذاشت و گردنمو بوسيد. مادر يعني دهان من بو ميداد كه دهان منو هم نبوسيد؟! فاطمه(س):حسينم مادر ، من بارها از ......

نیلوفر مرداب   

لباشو غنچه می کرد. دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند . من نگاش می کردم . ... تا می خواست لباشو باز کنه و حرفی بزنه. لبامو می ذاشتم روی لبش . داغ بود . ......

1   2   3   next   last