از پشت یک سوم: January 2006 Archives   

كون برهنه يا با بيكينی كه نيومدم توی خيابون، وسط چله زمستون كلاه گذاشتم سرم، اين .... ميگن خواهر ، گريهكن مجلس ختم برادره و من موندم وقتی مُردم كی قراره واسم ......

๑๑ به نگاه مشتاق من خوش آمدی ๑๑   

خواهرم در كوچه آرايش مكن از جوانان سلب آسايش مكن گيسوان از روسري بيرون مريز بر .... هیچ وقت پول کارت اينترنتهايي را که خريدم و برات آف گذاشتم يادم نمي ره ......

خاکی دات کام: بَفرينه-علي اشرف درويشيان   

يوسف با كونه خيزه، خود را به مادر رساند. بفرينه خود را از قيد دو زانوي مادر بيرون كشيد ... «ساق و سلامت باشي خواهرم . چه ناوقت آمده اي!» سليمه نفس تازه كرد: ......