داستانهای تکراری فسقلی - انجمنهای شهوت سرا   

... كه من لخت و آماده هستم گفتش اوف عزيزم داشتم توذهنم باهات حال مي كردم آورم كون شو عقب داد و گفت عزيزم خيلي دوست دارم درست اون زماني كه مي خوام پيشمي . ......