شما هم از بيكاري اين بد بخت مادر مرده را زير ذره بين مي بريد يعني هيچ كس در تلويزيون ... میدیدمشون این چیزایی که الان میخوام بگمو به مامانمو بابام میگفتم. ......
دست هايت عرق كرده اند ، هيچ كس نيست . آن لحظه هيچ كس به دردت نمي خورد . ... همه غذا های مامانمو دوس دارم ولی ماکالونی و لازانیا و اسباگتی رو بیشتر دوس دارم ......
13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد. ... من مامانمو می خوام - از اول همینو بگو ... جونت در بیاد - ببخشید ......
حالا هم هر وقت مامانمو ميبينه رو حرفش تاكيد ميكنه و حال منو ازش ميپرسه . .... از همه كس ديگه خسته شدم از اين كه نميتونم هيچ كاري انجام بدم . ......
دکتر جلوي کون مامانم زانو زد و شروع کرد به بوسيدن و ليسيدن کون مامانم و گاهي هم ميگفت "جون. چه کوني. جون" بعدش شرت قرمز مامانمو از پاش درآورد و لاي پاش رو . ......
... بودم ۱۰تا بشمرم از بابام بستنی که میخاستم ۱۰تا می خاستم مامانمو ۱۰تا دوست داشتم خلاصه ته .... خسته و سرگردان ، تنها و بي كس گوشه اتاق تاريكم نشسته ام ، ......
و پيرو همين خصيصه تو سن 15 ماهگي آدرس خونه مامانمو بلد بود و از يكي دو كوچه نرسيده به خونشون با دستش ... كسي هم حق نداره از وسايل كس ديگه اي استفاده كنه . ......
به هر حال مهم اين است به جاي گفتن: من مامانمو مي خوام. بگوييد: يك جفت چشم مغناطيسي .... هيچ كس حرفي نمي زند. بناچار شروع به شمردن سنگهاي كف اتاق مي كنيم. ......
درسته كه من لونه اي ندارم و هيچ كس هم روي هيچ كدوم از درختاي دنيا منتظر ... وگرنه گريه مي كردم ، پامو مي زدم به زمين و مي گفتم : « من مامانمو مي خواااااام . ......
... ببر ، يقتو نمي گيره هيچ كس آخه من اينجا غريبم ، بزن و برو عزيزم مثل هر كس كه .... مامانمو 10 تا دوست داشتم ... خلاصه ته دنيا همين 10 تا بود و اين 10تـا ......
انگار با من از همه كس آشناتري از هر صداي خوب برايم صداتري آيينه اي به پاكي سر چشمه ي يقين .... مامانمو ۱۰ تا دوست داشتم و خلاصه ته دنيا همين ۱۰ ......
اخر دنیا همین ۱۰ تا بود مامانمو ۱۰ تا دوست داشتم بابامو ۱۰ تا دوست داشم ... عاشق هر كس شدم او شد نصيب ديگري. دل به هر كس دادم او هم زد به قلبم خنجري ......
البته شايد هر كس به گونه اي ديوانه است (با حذف خوانندگان محترم اين وبلاگ) ... من چون اصولا بازيگوش و درس نخون بودم بيچاره مامانمو خيلي حرص دادم . ......
بچه كه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهايت هر چيزي همين 10 تا بود از بابا بستني كه ميخواستم 10 تا ميخواستم مامانمو 10 تا دوست داشتم . ......
زمانى اين چيزها را هيچ كس به هيچ كس نمى گفت و قرار هم نبود بگويد. ..... گرفته، همين طورى الكى گريم گرفته و ژسه بدمصب، يواش يواش چشمايِ بزرگ مامانمو تو بچگى، ......
