ایران گلوبال   

ترسو و هرزه اونیه که پشت نام مستعار پنهان میشه و ادعای قهرمانی برای خلقش آسمونو جر داده . آخه این منطقیه؟ فکر می کنی به عقل و "منطق" من نمیرسید که از اول فقط ......

روزنامه قدس - رونامه صبح ایران   

خلاصه شلم شوربا بوده و همه كس در خانه خورده و خوابيده و فعل مثبت انجام ... الو، بگو مامان صحبت كنه بابا جون... اين خبر رو زودتر بفرستين پايين حروف چيني بشه. ......

جادوگر مرموز ایرانی   

هری كه دلش نمی خواست اونا دوباره شروع به جر و بحث كنن ، گفت : خوب برو قلم و ... مامان ناراحته و هر شب گريه می كنه . دوست داريم روز تولدت خونه باشی تا با هم ......

بچه مثبت   

اين کار را براي دستيابي به چيزهاي ديگر انجام داده ايد اگر نخريد. ..... گر كس وصف او زمن پرسد من ندانم كه گويمش چه كسي ! فوريان كشتگان وافورند ......

من و فرشتهي كوچكم - اميررضا وارد 10 ماهگي ميشود!   

از بس كه آروم و كم حرف بود هنوز كه خونه ي مامان جون ميرم فكر ميكنم يه جا همون دور و براست. ... ۲ تا عكس اميررضا در عاشوراي امسال كه قبلاً قولش رو داده بودم: ......

تنفس   

دلم مي خواد برم بالاي يه كوه تو يه بيابون و هيچ كس نباشه و فرياد بزنم ..... كه خيلي ها روي اين كره زمين همين الان هستند كه بيمارند و دارند ز جر مي كشند. ......

Iran Newspaper   

هر موقع هم كه جر و بحث شان شديد مي شد، من و برادرم با گريه و زاري به .... او با لحن كودكانه اش به پدرش گفت: بابا خودت قول دادي فردا با مامان برايم لباس و ......

(تفسیر و تحلیل سریال مسافری از هند -4 )   

فروغ از پشت در به جر و بحث های منصور و سیمین گوش می دهد و شاید به دار ... یك دزد زندگی كرده و همیشه فكر می كرده كه زندگی كس دیگری را غصب كرده است، و حالا می ......

فرصت در مي زند از ارل پتي جر - انجمن ادبی شفیقی   

به هر حال، من مغازه اي را در يك جاي شلوغ سامان داده ام يك جاي مناسب براي عرضه .... آيا چه كس تو را از مهربان شدن با من مايوس مي كند, از جدایی ها (دفتر نخست) ......

من به جنگ سیاهی می روم...   

رضا هم که با شدت و حدت در حال خوردن شيرينی هايی است که من با. آخرين موجودی کيفم خريده ام می فرمايند کدوم ابلهی به تو گواهينامه داده .. مامان جان هم ......

ارتباطات نوین - کی با حسين کار داشت؟   

یا ترکش آستینمان را جر داده بود یا موج انفجار لباسمان را پوکانده بود و یا بر ... یک هو حاجی شلوار زانو جر خورده اش را از پا کند و با یک شورت مامان دوز که تا ......

خاطرات من   

مامان بزرگم هم اسيدي حالش خرابه منم دارم از پا درد ميميرم . .... نگو اين تلفن خودشو جر داده بود ما هم اصلا تو اين دنيا نبوديم خلاصه به خاله فحش نداده بوديم ......