ادامه يه خاطره از دختر خاله   

چند دقيقه بعد رفتم توي باغ راستش به زور پيداش كردم چون علفاي توي باغ خيلي بلند شده بودن.از پشت محو تماشاي كونش بودم .درست مثل اينكه دو تا هندونه پانزده ......

پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۱- ۵ دسامبر ۲۰۰۲ خواب ِ شاهانه و خواب ِ امامانه ...   

منِ خاكپاي مبارك ، چارچشمي ابتدا و انتهايِ جهان و زمان را نگاه مي كردم .... امام باشي و روحِ خدا و به خوابِ كسي بروي كه معلوم نيست كونش را مي شورد ويا با ......

مُو اومُدوم مشهد | از پشت یک سوم   

مطلب قبلی رو در رابطه با خونه خدا نوشتم ولی نمیدونم كجا اشتباه كردم و چی شد كه ... لامصب پنداری رو صندلی و زير كونش چسب قطرهايی ريختن و جفت پاهاش رو هم به ......

رويا_______فهرست درصفحه اول قرارداره (4)   

همديگروبغل كرديم . سفت هموفشارداديم .لبموبراي اولين بارروي لبش گذاشتم عين عسل شيرين بود. لب پايينمومي مكيد يه دستم زيرگردنش بودودست ديگم روي كونش . ......

وبلاگی برای مردم با صفای زارچ - طنزی که اکی جون فرستاده   

ازخودت دفاع كن. اكبرآقا: كردم كه كردم .خوب كردم .تازه كونش گُهي بود. قاضي دادگاه:خفه شو.متهم محكوم ميشود كه تبديل به خر بشود.حكم دادگاه ازهمين الان قابل ......

انجمن هاي داغ پرشين سكس - لز فریبا   

اونم حسابي داشت مثل من لذت ميبرد بي اختيار دستم رفت رويه كونش تا كسش قشنگ تر باز كنم دستم رو كردم لاي كونش اونم فشارش ميداد داشتم تعجب ميكرد ......