سال 72 وقتی «همسر» را می ساختم گفتن این مسأله كه زن و مرد مهم نیست، بلكه هر .... برای همین وارد جشنواره كردمش ؛ ولی من هیچ وقت دورخیزی برای جشنواره نگرفتم كه ......
بردنمون نزديك اون دوستي كه تازه پيدا كردمش ! عليرضا هم بردن و شروع كردن ازش ... مي توان يافت دگر/ در همه خلوت اين شام سياه/ كز سيانوحه ي زن ها بدتر/ وندرين ......
من چه جوري معرفي كردمش بچه ها چطور فهميدنش و چطور ادامه پيدا كرد و در نهايت چي بيرون ... *ازدواج ميتواني نقطه عزيمت يك زن يا شوهر در قالب يك خانواده باشد . ......
این فیلم جایزه بهترین بازیگر زن ، بهترین فیلمنامه و بهترین صدا را از .... آمده است و البته این ذات هنر است كه: رستم یلی بود در سیستان منم كردمش رستم داستان. ......
مي گفت : « گيوتين كردمش . » ملكه مورچه ها رو گير اورديم . .... قوپ اول رو كه خوردم، زن ( با صدايي كه مي خواست سوزناك باشه ) گفت : « بخور به ياد ......
از جا جستم سيگار برگ را انداختم و بر زمين خاموش كردمش . ... قدم زنان وارد محوطه شديم و به سمت همان راه باريكه سنگي ، كه چند روز قبل در آنجا به گشت زني ......
(از در آغاز زن بود/سعاد الصباح/ترجمه آقای وحيد اميری) .... امروز دو بار Upload كردمش اما ديدم قاط زده و مجبور شدم همونtemplate قبلي رو بگذارم. ......
۷-رشتيه با زنش تو خيابون ميرفته، يك جوجه لاتي مياد به زن رشتيه متلك ميگه. ... من كردمش ، مهندس شد! اين يكي رو كه ميبيني، پسر داييمه، اينم من كردم، دكتر شد! ......
زن رشتيه به شوهرش ميگه : وقتي تو نيستي همسايه قزويني مون مياد ترتيب منو ... من كردمش ، مهندس شد! اين يكي رو كه ميبيني، پسر داييمه، اينم من كردم، دكتر شد! ......
بزرگ است و رهاوي اصل شهناز شوم تا كردمش من بعد دم ساز ... دربارة موسيقي و فرق ميان سرود ايراني كه از زبان مردان است دربارة زنان و سرود هندي كه از زبان زنان ......
مي كردمش تو. فاطي يكبار ديگر داد مي زد. به توي تو نرفته. توترش كن ... فاطي كماندوها شير زنان عفيف دوشيده شده در گشت ارشادند، اينان دلسوزان مردم دوستي اند كه ......
يكي يكي ملت فاميل رو نشون پسره ميداده و ميگفته كه من كردمش و فلان كاره شد ... خاله قورباغه، زن من ميشي؟! قورباغهه ميگه: نه و يهو كير طرف پنج سانت كوچيك ميشه ......
مچ دست چپم به شدت درد ميكنه و با مچ بند بستمش و وبال گردنم كردمش ... بخاطر دردش شبها نمي تونم. ... بر تمام زنان عالم مبارك. مي دونم كه دارم دير تبريك مي گم. ......
يادت هست زن فالگير دست هايم را خوانده بود و از روي همين شيار ها حدس زده بود .... كه توي خانه مي پوشيدي ، بغلش مي زدم و بو مي كردمش و گريه هاي اوج مي گرفت . ......
ولي درستش كردم ، كردمش اوني كه بايد باشه ... مرد دست خدايى خود را روى قلب زن گذاشت و او را به شكيبايى خواند. قلب زن آرام، پرصلابت و مطمئن شد. ......
