اتفاق دنيا دل   

طبق معمول شلوارش بلنده و فروشنده برام اندازه ميزنه تا کوتاه کنه. .... شکمت قلمبه شده و نميتوني تکون بخوري! آخه مگه مجبور بودي اينقدر بخوري؟ ......

نوزاد وپابه راه   

جيبهاي قلمبه . آدمهاي مظلوم، ساده و بي ريا. آخرين كيفي كه زدم پنج روز پيش بود ... دستش رفت طرف جيب شلوارش . آب هنوز از گلوش پايين نرفته بود به سرعت برگشت عقب ......

روزي روزگاري باران   

... به محض رسيدن، زنم زنگ بزنه و از خاله هاي مهد بخواد كه شلوارش رو عوض كنن. .... آپارتمان كه ساخته شد، چهار تا حرف قلمبه سلمبه تحويل يارو ميدين و ميگين كه. ......

درب   

... به هیچ کس ندارد اما قلمبه های عربی اش گاه برای سواد عربی ما هم خنده دار بود. ... این هم از همان ژست های مسخره اش بود چون شلوارش نه خاکی بود و نه کثیف! ......

چکنویس های باران خورده   

... و تلو تلو می خوره و اسکناسای کثیف و یه مشت سکه رو فرو میکنه تو جیب شلوارش . ... کلمه های قلمبه سلمبه! و چه خنده دار میشی وقتی مثل بچگی های سبا تپق میزنی ......

خود شکن، آیینه شکستن خطاست!!! - POWER HOUSE   

... مورد از مکمل فروشي ها که امروزه به سان قارچ هايي که پس از آسمان قلمبه در در و .... رنگ و رو بر شلوارش نمانده است! ولي زنجير و دستبند طلا که شايد هم چيزي ......

دلم به مهربانی ایام خونین بود شعر نو ـ داستان نو شعر | داستان ...   

مرد دست کرد توی جیب شلوارش و یک بسته اسکناس دویست تومانی درآورد و گذاشت روی .... پایش جایی که کنارهی دو فرش روی هم افتاده و قلمبه کرده بود گیر کرد و سکندری ......

Persian Medlogs   

دیگه به زور پاچه های شلوارش رو پاره کردیم،یهویی یه قلمبه چربی افتاد بیرون! پارگی ها خیلی عمیق بود! خلاصه هفت هشت […] ......

وبلاگ ما   

اول رضا رفت توی اتاق و وقتی بیرون آمد نیشش تا بنا گوش باز بود و یک چیز قلمبه هم توی جیب شلوارش بود(سوءتفاهم نشود منظورم پول است) ......

سه گانهی یک اتفاق   

سیگار را از گوشهی لباش برداشت و داخل جیب شلوارش گذاشت. ... و دو باره صورت مادرش خیس شده بود، درست مثل روزی که از «آسمان قلمبه » ترسیده بود. ......

آینه بر آینه - استاد گم شده   

والا اونجوری که تو عکس معلوم بود یه جاهای استاد قلمبه بود ! ... رویا بین که دمش رو تو شلوارش قایم میکنه و با جک و جانورایی همچون دیو سیاه و آنجلیکا و شاهپری ......

رختکن خاطرات » Blog Archive » یه پاکت…یه دنیا عشق   

نمیدونستم هر روز صبح که کیف پولشو میذاشت تو جیب پشتی شلوارش چیا با خودش میبرد سر کار… ... یه کاغذ تا شده که یه چیزی توش قلمبه بود اومد زیر انگشتم… ......

تاپیک خاطرات کوتاه من (شراره).....*فهرست در صفحه اول* (15)   

نگاه کردم دیدم زیپ شلوارش قلمبه شده و مثل اینکه خیلی داره فشار میاد به زیپش . یک لبخندی زدم و درحالیکه از روی زمین بلند میشدم گفتم : کار خوبی نکردی ، اصلا\" ......

سه گانه یک اتفاق   

سیگار را از گوشه لبش برداشت و داخل جیب شلوارش گذاشت، کش دور بازویش را باز ... همان روز عصر صدای "آسمان قلمبه " آمده بود. تا اتاق مادرش دویده بود و خودش را تو ......

وبلاگ تخصصی اس ام اس و نرم افزار موبایل   

یه بسیجیه اکس میخوره لباسشو میکنه تو شلوارش ... حداد عادل رئیس مجلس برای حفظ ارزشهای اسلامی نام شهر سوسنگرد را به فاطمه قلمبه تغییر داد! ......

1   2   3   4   next   last