Shargh Newspaper   

توی مونیتور دوربینی كه دیجیتالی بود. دكمه ای را فشار می دادم و تصویر دیگری می آمد. ... بار دیگر دكمه را فشار دادم ، توی خیابان بودم و قدم هایم بر روی برگ های ......

روزهای تاریک بغداد   

... زیر بغل هایم فشار دادم ، ابرها در آسمان به طور پراکنده و به آرامی در حال حرکت ... پیش خودم می گفتم که آیا ممکنه افسانه هم توی یکی از این ماشین ها باشه ؟ ......

امید - لیست وبلاگ ها   

چیزامون تو چیز همدیگه توی خیابون راه می رفتیم و مردم نیز ما را نگاه می گردند. او را تا خونشون رساندم و باز هم چیزمو گرفت و من هم چیزشو فشار دادم و از او دور ......

شايد ديروز، شايد فردا | از پشت یک سوم   

بوی عطرش هنوز توی فضا معلق بود. فندك نقرهای رنگش رو يادش رفته بود ببره. شاسی رو فشار دادم تـَقی كرد ولی هيچ جرقهای نزد. همه گازش تموم شده بود. ......

valse adabi :: بیستویک   

بعد سه تایی با هم خندیدیم و من مخصوصا دستهایم را روی طنابهای چادر فشار دادم و همه چیز را روی سرمان خراب كردم و هر دویشان را به نوبت توی بغلم گرفتم و دوباره ......

نشریه: «از چیزهای مختلفی شروع میشود...»   

دارد توی کیفم دنبال عکس یا شماره تلفنهای ناشناس میگردد یا. ... خیره بود از کنارم رد شد یکدفعه برگشتم ریشهای بلندش را در چنگهایم فشار دادم و با تکهای از آینه ......

قطع عضو   

دوسوم از بدن قورباغه توی دهن مار بود و بقیه بدنش بیرون ! پوتینم رو گذاشتم روی گردن مار و فشار دادم ... دهان مار باز شد و قورباغه پرید توی اب شنا کرد رفت ! ......

سیاه فقط برای محرم   

یواشکی از پله ها می رفتیم بالاو به زیارت عاشورا خواندنش گوش می دادم . ... یادت باشه حتی توی ختم من هم سیاه نپوشی. سیاه فقط واسه دهه محرم!» و نپوشیدم. ......

رادیو زمانه | قصه زمانه | برگزیدگان مرحله یکم | يکی از ماهی ها نيست   

وانمود کردم که دارم کلاه را توی چمدان جا می دهم. کراوات را روی دست راستم گرفتم و با دست ديگر لباسها را توی چمدان فشار دادم . نسرين گفت: جاشون نمی شه. ......

Exclusive Interview with Afshin Ghotbi - Community ...   

توی اروپا به خصوص کشوری مثل هلند ، شما تجربه کاری بالایی دارید ، سطح ... اروپا است و در انجا دفاع را کوچک میکنند و همیشه فشار روی توپ است ، و فاصله بین خطوط ......

Hyper   

چند سال پیش توی روزنامه داستان یه حادثه تو یکی از شهرهای ایران رو خونده بودم ... مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي ......

ضریب شکست   

هنوز توی آینه بودم با دو جعد گیسو که مثل دو آبشار به شانههایم هجوم آورده بود. با دستهایم گیسوانم را گرفتم. زبر بود و خشن. انگشتانم را به هم فشار دادم و دستم ......

این چند نفر   

او چيزش رو دراز كرد و من چيزش رو گرفتم و كمی فشار دادم ! چه چيز گرم و لطيفی داشت! از خجالت چيزش خيس شد! و دوستی ما از همون روز شروع شد! ديروز بازم اونو توی ......

khorsandi   

دستم را بردم سمت سیفون. انگار می خواهم ماشه هفت تیر را بکشم. انگار می خواهم تیر توی مغز خودم در کنم. پلکهایم را با تمام زورم به هم فشار دادم . ......

: خيابان يك طرفه   

پوکهها با ضرب از دل اسلحه بیرون میپریدند و توی گودی کلاه آهنی پرتاب میشدند. روی زمین تف انداختم و کلاه را روی سرم فشار دادم . نفسام را بیرون دادم و سينه خيز ......

1   2   next   last