هرمنوتیک - ادامه عاشورا و فلسفه
... و بسان موشی آب کشیده ( که ببخشید تا شورتش خیس شده ) به خانه می آمدید و تازه ... دیگهای سنگین ورم کرده بود ، می فهمیدید فلسفه و عاشورا چه ارتباط تنگاتنگی ......
سوتین مامان
... از در آوردن شورتش یه کمی با کسش ور رفت البته خیلی کوتاه فقط در حد یه باد دادن به اونجاش دیگه تاب نیاوردم اومدم یه دست بمالم رو کیرم که دیدم شلوارم خیس ......
من و دوست جونم
حامد می خواست نرگسو خیس کنه.بعد دوید رفت تو اتاق قایم شد. و هی به حوری می گفت بیا منو نجات ... حامد که رفته بود درست کنه نشسته بود یه کم شورتش معلوم بود . ......
حداد تانکر آب رو آورده بود سمت منبع آب و شیلنگ رو گذاشته بود تا ...
حداد اخمی کرد و به من گفت : برو کنار جورابات خیس می شه ، خودم جارو می کنم . ..... کشیدم و همه شو تو شورتش چپه کردم و سطل رو دادم دست منصور و گفتم بازم بیار ......