.:گیلاس:.   

یه شلوارک سفید نارنجی پوشیدم! با یه تاپ این رنگی ! .... تو رو خدا تا مامانم ندیده من باز آت آشغال خریدم هر جاتون زخمیه بیارین من چسب کاری کنم اینا تموم بشه! ......

کرمانشاه فتو   

من با یه نیم تنه و شلوارک قرمز جلوش وایساده بودم ، خجالت کشیدم. ... فردا که از مدرسه برگشتم دیدم مامانم خونس داشتم شاخ در میوردم . مامانم گفت رویا جون ......

Printable Version   

خلاصه وقتی عروس دوماد وارد شدن منوچهر و فرانک گریه کردن و مامانم بغض کرده بود ... و با یه شلوارک لنگامو دراز کنم و بشینم با خیال راحت سیگار بکشم خیلی خوبه . ......

اولين روز مدرسه به همه مدرسه ايي ها مبارک   

بعد از یکی دو هفته مامان با تذکر مدیر محترم یه کلاه واسه زیرش خرید. شما یادتون میاد اون موقع مد بود؟ حلا اینکه منو از دوچرخه سواری تو کوچه با تاپ و شلوارک ......

دنیای من و آقا گلی - چرت و پرت   

آقا گلی هم که تا می رسه خونشون شلوارک و آستین حلقهای. اونوقت من بدبخت می میرم از گرما. ... امروز مامانم بهم حسودی کرد. می گید چرا؟ جریا از این قراره: ......

پر از خاطرات ترک خورده ایم   

مامانم طبق معمول اندام تپلش و تکونی داد و گفت : چی شده ه ه ه ؟ ... و پسرا بلیز و شلوار یا شلوارک که البته یه طناب نارنجی رنگ که یه دونه سوت بهش وصل میشد . ......

یادداشتهای صوفی   

البته من می دونم که مامانم نیستم ولی دیگه غرزدن را هم ممنوع کردم. ... یک شلوارک قرمز تابستونی را می خواد به زور بپوشه و با کلاه و پلیور و شلوارک بیاد و تازه ......

طنز نويسي - صفحه 4 - تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum   

شلوارک مامان دوزشو راست و ریست کرد بعد رفت جلوی دخترک ایستاد تا اومد حرف بزنه چشاتون بابا روز بد نبینه ؟ یه شتل اومد تو گوشش از چپ و راست شتل می خورد ......

كارمنديان و مهتاب (=_=) - جك 6   

تقصیر تو بود که من به دنیا اومدم یا مامان - تقصیر عمه ات ... پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ ......

شبشیدها   

همسر جان شبها با یه شلوارک میخوابه و زمستونا و شبایی که سرده یه تی شرت نازک ... میگم من مامان شمام . مامانی مامان منه . رو به مامانم کرد و گفت : مامانی شما ......

یادداشتهای یه آدم ول معطل   

... در دچار رعشه میشدم و مرتبا در حالیکه شلوارک مخصوص لیدری به تن داشتم مهمونای ... و خلاصه دوستای بابای من واسه شام هم همون پایین موندند و دوستای مامانم هم ......

کیرمو کردم تو کس مامانم ..(.سکس با مامانم ) (1)   

نشستم کنارشو پمادو ماليدم رو کمرشو چند دقيقه ماساژ دادم مامان گفت مرسي پسرم کافيه بخواب ديگه..يکي دو شب همين جوري گذشت..شب سوم مامان با يه شلوارک خوابيدو ......

ماسو: November 2007   

همین کارا را کردی خواهر که چشم و گوش منم باز شده و مامانم عصبانی ست. ..... گفت آخه شلوارک پاته همش ولی یا سوئیشرت پوشیدی یا بلوز آستین بلند! ......

مريم خانوم   

دیدم بابا لنگ بی تنبون با شلوارک نشسته جلوی تلویزیون .. منو دید چشاش گرد شد ... مامانم هم مهمونی بود .. بابا خواست زنگ بزنه و بهش خبر بده که نذاشتم . ......

كشكول جواني   

(راستی يعنی بعضی از دخترها اين قدر بدبخت بيچاره هستن كه نمی تونند يه شلوار با سايز مناسب واسه خودشون بخرن ، شلواره يا شلوارک ؟ .... مامان و بابا و دخترشون ......

1   2   3   4   next   last