وقتي مي ري باهاش بيرون لپ هاش سرخ ميشه، خوراك اينه ببري به مامانت نشون بدي بگي مامان جون اين دوست پسره منه! مامانت عاشق اين جور پسراست ......
مامان جون (مادر بزرگم . مامان مامانم )پتو رو میكشه رویم و خودش مینشیند كنارم . مامان جون قصه گلی رو .... مَرد همیشه پاسوخته رفیق و سینه سوخته رفاقت می مونه . ......
اما من تا حالا ندیدم که به نوه هاش چیزی بگه، دیدم که با بچه هاش دعوا کنه، دیدم که با دایی دعوای فحش و فحش کاری هم راه بندازه، دیدم که با مامان جون قهر و ......
Freee_Tabloo's Blog - Joke, سینه : خوراک آلت SINEH, Jamasp Search: آخ جون کیر, تورك و ... داستان های سکسی من و مامان و خاله ... takda.com/popular/یک_کیر ......
راستی یادتونه گفته بودم مامان جون با جاری محترم رفتن شمال؟ شب عید مامان جون از کنار دریا زنگ زد به من. ولی نمیدونم چرا هر چی میگفتم الو صداهای عجیب به گوشم ......
می بینید تو رو خدا این فسقلی دیگه واسه ما زندگی نذاشته که یه تعطیلی که میشه بجای اینکه توی خونه باشم و استراحت کنم باید یا خونه این مامان جون یا خونه اون ......
دو بار هم من و مامی و مامان جون و خاله رومیسا و خاله مژده و. مریم گلی رفتیم بیرون. .... سینه ام و میگم«مَ».این روزها یه هویی محبتم به جوش میاد و میرم بغل ......
مامان جون من چه مهربونه دوسش دارم خيلي زياد اينو ميدونه......... لب لب خندون داریم شادی فراوون داریم. چه شور و شوقی امروز تو سینه هامون داریم ......
دیگه آه و نالش شروع شده بود و من هم یه دستم رو آروم گذاشتم روی سینه هاش و خیلی آروم شروع به مالوندن کردم. یه دفعه گفت: خاله جون اینجا نه. بریم تو اتاق. ......
مشتی زدم به سینه ی او،ناگهان دریغ آیینه ی تمام قد روبه رو شکست. Entry for January 28, 2008. 333 magnify. مامان و پدر عزیزم. فرحناز جون و مسعود جون ......
