ميذارتشون توي يه ساك . وقتي از تاكسي پياده ميشه يه موتوريه اون ساك رو ميزنه ! .... مثلا زده 14 شهريور ، ورقش ميزني ، ميبيني يهويي شده مثلا 22 شهريور . ......
در يك روز سرد پاييزي جواني گمنام ساك به دست وارد يك شهر غريب شد. ... ـ حالا كه تو خوبتر ميزني بستان بزن! تيمسار با خشم ژ- 3 را به طرفش انداخت. ......
راستش من يه ساك بستم و توش حوله و دو دست لباس و مسواك و خمير دندون و يه سري ..... ها بخوري وقتي هم بهت نمي دم جيغ ميزني شب والنتاين كه شام رفتيم رستوران همه ......
جعفرخان گفت بنده متاع انچنانى با خود ندارم و همين ساك است و بس و زحمت نکشید .... زهر مار پدر سوخته مگر ديوانه شدى كه اينطور داد ميزنى ميخواى اواز بخوانى ......
دامنم را با كنجكاوي بالا ميزني . بعد كه ديگر از ذوق افتادي دوباره مرا ميبري در يك پارچه ... چمدان و ساك محقرت هنوز بسته و دست نخورده كنار در نشسته بودند. ......
زنگ زدم از خونه وسايل و ساكم را فرستادن. شب رفتم ساري خونهي داييم. شام خوردم. ... راه ميرويم، حرف ميزنم، جايي مينشينيم، حرف ميزنم، حرف ميزني ، حرف ميزنم. ......
بعد از چنديدن ساعت مي بينيم ساك نيومده ، برو اين طرف و اون طرف ، پس آقا بقيه ... مملكت همينه ديگه هنوز خبري نشده ، زنگ ميزني يك كمي دري وري ميگه در ميگه زنگ ......
پسره ميگه: مامان اگه 20 بشم ساك ميزني ؟!! ............... رشتيه ميره خونه، زنش با چشم گريون بهش ميگه:. خاك بر سر بي غيرتت كنن! يه يارو منو وسط خيابون كرد! ......
sina; چهحالي ميده ساك ميزني ; 26x26 &پری&; اره میزنم; 11:11pm (March 01) 26x26 sina; ابشم ميخوري; 26x26 &پری&; نه; 26x26 sina; چرا عزيزم; romin has joined ......
... قبلش هم همه وسايلت( دوتا ساك بزرگ، سه تا نون بربري داغ،يك نايلون با دوتا شيشه ... با دستت ميزني خرابش ميكني من از اين بازي خوشم مياد و دوباره شروع ميكنم ......
اي كه در اين كوي قدم ميزني ،روي توجه به حرم مي نهي/ پاي ز اول به سر خويش نه،خويش رها كن قدمي ... براي ساك بستن براي سفر براي اوج گرفتن هواپيما براي مدينه ......
چه حرفها ميزني هرروز اين همه ادم با همين اهنها جا به جا مي شوند ... نيم خيز مي شود تا ساك دستي وكوله پشتي را توي كشو ي بالاي سرش جا بدهد . ......
وقتي من پياده شدم ديدم او با دو سه تا ساك آنجا ايستاده. .... گفت نه نه ديدهام تو تند حرف ميزني . گفتم نه براي من هيچ مسألهیي نيست. ميروم، ميگويم ديد طوري است ......
ساكم را ميانداختم روي دوشم و ميرفتم سالن. گير نميدادند؟ آيدين: خودشان هم دوست داشتند كه ما بسكتباليست .... براي همين است كه هميشه توي اينترنت چرخ ميزني ؟ ......
مادر دستش را از چهارچوب در كند، ساك را محكم از دست عبدالله كشيد، گفت: ... دور تا دور اتاق گشتي ميزني . ميروي وسط اتاق. كنار ما كتي كه آنجا، جا خوش كرده است. ......
