کاغذ روزشمار بازگشتنم با باد پنکه کوکی تکان می خورد و خاطرات روزهای خط خورده از زیر دامنش پایین میریزند.. من این ساک پخش و پلای گمراهی هایم را، ساده لوحی ......
چو زرینمار زیر دامنش خفت. ز دیده مهره میبارید و میگفت:. «مرا پای دل اندر عشق بندست. همان بندم ازین عالم پسندست. سبکدستی چرخ عمرفرسای ......
چراغ است این دل بیدار، به زیر دامنش می دار از این باد و هوا بگذر ، هوایش شور و شردارد چو تو از باد بگذشتی، مقیم چشمه ای گشتی ......
و دستان او را زیر دامنش برد تا گرم کند. راستی میدانی فاصله چیست؟ فاصله،خالی ِ بیپایانی است که از تو تا ابدیت ادامه دارد. آه، تب، پیشانیات را مثل سنگهای در ......
O: و دستت که هی تلاش می کردی ببری زیر دامنش ! 1: ببین O ی عزیز ! مسئله رو ژیچیدش نکن . فقط یه نوازش ساده بود. O: همون نوازش سطحی بود که باعث جلو اومدن ......
اون دانشجوی دختر هم پهلوی من نشسته بود و هی دستش رو به زیر دامنش می برد و یک چیزی رو خارج می کرد. اولش کمی نجابت به خرج دادم و کنجکاوی نکردم. ......
... از این ذهن منطقی که هزار هزار راه بی سرانجام را رفته و دیگر هیچ نمی خواهد ، هیچ جز یک لیوان بهار نارنج ، وقتی باد های اول پاییز ، می پیچد زیر دامنش . ......
ویرجیـنیا متعجبـانه لب بازکرد چیزی بـپرسدکه پرنس دوبـاره حمله کـرد,او را محکمتر از قبل گرفت و دست زیر دامنش فروکرد!قلب ویرجینیا فرو ریخت. ......
یکی از شدت هیجان شلوار زیر دامنش نپوشیده بود فکرشو بکنید در چرخش روی سن چه منظره ای از پایین دیده می شد یکی دیگه رفته بود سیبل هاشو بند انداخته بود و اساسی ......
مثلا متوجه نیست که داره از زیر دامنش فیلم ( یا عکس ) می گیره ! مثلا متوجه نیست که داره از زیر دامنش فیلم ( یا عکس ) می گیره ! تا نباشد چیزکی . ......
شیون می کرد و خون از زیر دامنش می سُرید. من امروز. از یک کولی نا معلوم زاده شدم. Forever searching; never right,. I am lost in oceans of night. ......
وسط رانهای آناهیتا از زیر دامنش 1500 ساله که روی کوهها پیداست باز هم میگوییم اجبار در حجاب؟ نقل قول:. خوب شد اینبار واژه های چون : فلان کسک یا فلان یونانی ......
پاهایش را جمع کرد زیر دامنش . دامنش پایین کشیده شد و با یک نگاه، بله، با یک نگاه، دیدم. عرق لای درز سینهاش را دیدم و حس کردم که سرم گیج میرود. ......
چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش می دار. از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد. |+| نوشته شده توسط عبدالغفور در یکشنبه سیزدهم آذر 1384 و ساعت 23:12 | ......
چراغست این دل بیدار به زیر دامنش میدار / از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی / حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد ......
