صدراعظم و سلطانش   

من روبرو نشسته بودم و پسرعمو و دخترعمو وسط و عمو و زنعمو این ور و آن ور . نمیدانم پسرعمو چه مزّه ریخت که زنعمو که زن ِخوشرویی بود ولی از فرط ِمؤمنه بودن به ......

بوم و بر - ادبیات - جلال آل احمد - جشن فرخنده ... پاره دوم   

عين زنعمو . و صداي مادرم را شنيدم كه گفت: - اين دختره رو ميگي ميز عمو؟ خدا بدور! نوك كفشش زمين بود پاشنهاش آسمون. و عمو گفت: - جاري تختههاي رو حوضي را ......

پايگاه ادبی، هنری خزه ـ خندهای بلند و کشدار   

همانروزی که زنعمو آمد و دويدم طرفش. نشست روی زمين و بغلم کرد. ... زنعمو دست کشيد رو موهام. مهربان نگاهم کرد و خنده بر لب گفت: «چقدر زشتی بچه! ......

::: PinkFloydish :::   

با راهنمایی عمو و زنعمو تصمیم گرفتیم که از Highway 1 برگردیم. دعا میکنم که همهی کسانی که دوست دارن حتما یه روزی بتونن بیآن و تو این راه رانندگی کنن! ......

Crazy World of Mine   

مامانش بهش گفت نه بگو زنعمو سارا. اونهم اصرار داشت که بابا این خاله است نه زنعمو . آرزو هم میگفت بهش بگی زنعمو میخنده. بهار هم گفت زنعمو سارا! ......

روزگرد: انا لله و انا اليه راجعون   

... آخرين تصوير از تو در ذهن من لحظهي عيد ديدني امسال باشه، نالههاي زنعمو رو هنوز ميشنوم. خدايا ميدوني از وجودش براي آبادي مسجدهات تلاش كرد. خدايا بيامرزش ......

افرا و پاييز   

زنعمو زنگ زد به پليس 110 و بعدش از پنجره ي پاسيو مادرم را صدا زد و دوتايي رفتند پيش ... زنعمو صورت خودش را چنگ زد. مادر خم شد و دستش را گرفت زير سر مرجان. ......

Jamasp Search (8) : داستان زن عمو   

عين زنعمو . و صداي ... www.persian-language.org/Adabiat/Story.asp?ID=1&P=2 ... یکروز که زنعمو و مادر گلشن خانه ... www.shahrzadnews.org/article.php5?id=761 ......

مصائب یک دختر دم بخت   

مامانم هم از بس دانشگاه قبول شدنم را تو سر زنعمو کوبید، بنده خدا لال از خانهمان رفت. اما اشکال ندارد. شوهر که قحط نیست. ......

زنان در صفحات حوادث - مجله زنان   

در پروندة قتل زنعمو ، پسري 20 ساله در 27 بهمن 1384 بهدليل مخالفت زنعموي خود با ازدواج او و دخترش وي را به قتل رساند. (ايسنا، 16 مرداد 1386) متهم به قتل با ......

Docharkheh (Internet Version of Hamshahri Daily's Supplement in ...   

كه‏‎ بود‏‎ مهم‏‎ برايش‏‎ ما‏‎ سبز‏‎ ملخ‏‎ چنان‏‎ زنعمو ‏‎ و‏‎ نداشت‏‎ آنها‏‎ كار‏‎ به‏‎ ... ميزدند‏‎ حرف‏‎ مدام‏‎ و‏‎ نبودند‏‎ ولكن‏‎ مادر‏‎ و‏‎ زنعمو ‏‎ ......

first   previous   1   2   3   4   5