میخوام کیرمو تا ته بکنم تو کُست". شنیدن این حرف حسابی حشری ترم کرد. نمیتونستم تحمل کنم و باید می ... دستمو بردم تو دهنم و حسابی خیسش کردم و بردمش تو شورتم. ......
... دستمو بردم کیرمو یه ذره به کسش مالیدمو یه دفه همون شکلی فشارش دادم تا ته رفت ... یه ذره تو همون حالت عقب جلو کردم تا ارضا شد ... بعد بلندش کردم بردمش رو ......
من رفتم جلو خواستم دستمو بذارم رو کمرش که يهو گفت علي جون مي خوام امشب پاهام رو بمالي . گفتم باشه . ... کيرم رو تا ته فور کردم توي کسش و هي عقب جلو کردم . ......
تا ته چاه جمکران تنزل دادند. مش اکبرهمسایه دیواربه دیوار ما، ازقول حسین آقا ... بودم آقا امام زمان اومده بود دستمو گرفت وبه من امرفرمود: عباس پاشوبرو خونه! ......
من با همه این چیزایی که میبینم بهت اعتماد کردم . تو رو به عنوان کسی که .... همش باید سر مشق سرنوشت رو تا ته صفحه می نوشتم ......
May 27, 2008 ... یکم که با شیوا صحبت کردم حالم بهتر شد منتظر روشنک شدم تا اومد و ... می خواید درشون بیارم با سر تائید کرد دستمو گذاشتم رو زیپ لباسش و تا نصفه ......
یکی رو میخوام دستمو بگیره ... باهام باشه ... زفتم کنه ... خدایا ! ... دم بختت شد سینه قبرستون نشستن و به خیال رفتن حاجیت گریه کردن تا کور شدن . ......
از ته دره ظلمت تا نوک قله خورشید::.. تو رو از صدای قلبم لحظه به لحظه شنیدم.... تو روحس کردم تو نبضم.... من تو رو نفس کشیدم. ......
از این جور سوالا ) منم تا اون روز واسه هیچ کس اونجوری موادبانه صحبت نکرده ... تا ته فشار بده ،منم نه نگفتمو هر چی جون داشتم خالی کردم روش یه لحظه دیدم بدنش ......
لپ هاش گرد و قلمبه و قرمز بود، مثل اونهایی که یک بطر شراب رو تا ته خالی کرده ... از همون روزها عاشق پوف شدم، هروقت حوصله غذا درست کردن رو ندارم پوف درست ......
قاطی کردم اساسی. درباره خودم و خدا و زندگی و کارایی که می کنم حرف زدم باهاش ترسید . ... و میدونم که دستمو تا ته خونده و حدس زده دارم چه بلایی سر خودم میارم. ......
داغ کردم . نمیدونم میفهمی چی میگم؟ تا حالا زنی دستمو نگرفته بود. یه خاطرهی دور داشتم از وقت بچهگیام ... شونو گرفته بودن دستشونو دهنای گالشون تا ته باز بود . ......
نمیتونستم دستمو بکنم لای خروارها آشغال خیس خورده ... یه آقاهه از بغلم رد شد گفت : حالا مواظب باش کلیدت نیفته تو آب .... سرمو بلند کردم دیدم نیشش تا بناگوش ......
مي خواتم سوتينشو باز کنم دستمو بردم رو کمرش هرچي گشتم دگمهاي گيرهاي خدايا حداقل يه زيپ باشه سه نکن ... جوووووووووووووووووووون تا ته کردم توش ......
داش آکل یه نیگاه به سر تا ته کوچه کرد و گفت: بیاین تو. ... به امید یه جا واسه نشستن خواستم پشت داش آکل برم تو که یهو رعنا دستمو کشید و گفت: اول خانم ها! ......
