تقریبا چند کوچه ای رو رفته بودم با اون سن کم که مامان و خاله متوجه ... خدایا همیشه فکر می کردم می توانم روی همه چیز وهمه کس تاثیر بگذارم ......
مامان خانوم حسابی جا خورد. با نگرانی پرسيد: کی بهت گفته؟ با لحنی که سعی در آروم کردنش داشت جواب دادم: نه بابا، هيچ کس . اين جوری نيست که همين امروز يکی برام ......
منم که دیدم دیگه هیچ کس منو تحویل نمیگیره رفتم سراغ مامان و صداش کردم: مامان . ... روز ۵ شنبه من به همراه مامان و خاله الناز و پرنیان رفتیم پاساژ بوستان تا ......
در این موقع بود که مامان خانم و خاله و عمه خانم و خانم باجی هر کدوم به فکر ... حالا این وسط هر کس می خواد برنامه ی خودش رو به شاگرد تنبل تحمیل کنه و بین ......
یادم نمی ره ، اون روز برداشت به مامان و خاله ش زنگ زد پای تلفن فقط فریاد می زد ، که اینو برای .... شاید هر کس دیگه ای با شرایط من بود سر زندگی برنمی گشت . ......
